جملات کوتاه وخواندنی

دو چیز را همیشه فراموش كن:خوبی كه به كسی می كنی بدی كه كسی به تو می كند
همیشه به یاد داشته باش:اگر در مجلسی وارد شدی زبانت را نگه داراگر در سفره ای نشستی شكمت را نگه داراگر در خانه ای وارد شدی چشمانت را نگه داراگر در نماز ایستادی دلت را نگه دار

دنیا دو روز است:یك روز با تو و یك روز علیه توروزی كه با توست مغرور مشوو روزی كه علیه توست مایوس نشوچرا كه هر دو پایان پذیرند

آموختن را بکار ببند:به چشمانت بیاموز كه هر كسی ارزش نگاه نداردبه دستانت بیاموز كه هر گلی ارزش چیدن نداردبه دلت بیاموز كه هر عشقی ارزش پرورش ندارد

سه چیز را از هم جدا كن:عشق، هوس و تقدیرچون اولی مقدس است و دومی شیطانی اولی تو را به پاكی می برد و دومی به پلیدی

در دنیا فقط 3 نفر هستند كه بدون هیچ چشمداشت و منتی و فقط به خاطر خودت خواسته هایت را برطرف میكنند، پدر و مادرت و نفرسومی كه خودت پیدایش میكنی، مواظب باش كه از دستش ندهی و بدانكه تو هم برای او نفر سوم خواهی بود چرا که در ترسیم تقدیرت نیزنقش خواهد داشت.

چشم و زبان، دو سلاح بزرگ در نزد تو هستند چگونه از آنها استفاده میكنی؟ مانند تیری زهرآلود یا آفتابی جهانتاب، زندگی گیر یا زندگی بخش؟

بدان كه قلبت كوچك است پس نمیتوانی تقسیمش كنی هرگاه خواستی آنرا ببخشی با تمام وجودت ببخش كه كوچكی اش جبران شود.

هیچگاه عشق را با محبت، دلسوزی، ترحم و دوست داشتن یكی ندان چون همه اینها اجزاء كوچكتر عشق هستند نه خود عشق.

همیشه با خدا درد دل كن نه با خلق خدا و فقط به او توكل كن آنگاه می بینی كه چگونه قبل از اینكه خودت دست به كار شوی، كارها به خوبی پیش می روند.

از خدا خواستن عزت است اگر برآورده شود رحمت است و اگر نشود حكمت است.

از خلق خدا خواستن خفت است اگر برآورده شود منت است اگر نشود ذلت است.

هر چه می خواهی از خدا بخواه و در نظر داشته باش كه برای او غیرممكن وجود ندارد و تمام غیر ممكن ها فقط برای کسانیست که از ایمــان دل بریده اند و امیــد را به دل راه نمیدهند.

میلاد

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar22.com

میلاد مسعود هشتمین اختر تابناک امامت وولایت

حضرت ثامن الحجج امام عاشقان

آقا امام رضا(ع) مبارک باد

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar22.com

شعری ازقیصرامین پور

 شعر زیبا از مرحوم قیصر امین پور در وصف مولای عشق و وفا، آقا امام رضا علیه السلام:

چشمه‌های خروشان تو را می‌شناسند/ موج‌های پریشان تو را می‌شناسند

 پرسش تشنگی را تو آبی، جوابی/ ریگ‌های بیابان تو را می‌شناسند

 نام تو رخصت رویش است و طراوت/ زین سبب برگ و باران تو را می‌شناسند

 هم تو گل‌های این باغ را می‌شناسی/ هم تمام شهیدان تو را می‌شناسند

 از نشابور بر موجی از «لا» گذشتی/ ای که امواج طوفان تو را می‌شناسند

 بوی توحید مشروط بر بودن توست/ ای که آیات قرآن تو را می‌شناسند

 گرچه روی از همه خلق پوشیده داری/ آی پیدای پنهان تو را می‌شناسند

 اینک ای خوب، فصل غریبی سر آمد/ چون تمام غریبان تو را می‌شناسند

 کاش من هم عبور تو را دیده بودم/ کوچه‌های خراسان تو را می‌شناسند

میلادنور

عکسی از زیارت حرم مطهرتوسط رئیس جمهوری کشورجناب آقای احمدی نژاد

به مناسبت میلاد امام رضا(ع)

سخنان امام رضا(ع)

پنهان كننده ی كار نيك (پاداشش) برابر هفتاد حسنه است, و آشكار كننده كار بد سـر افكنـده است, و پنهان كننـده كـار بـد آمـرزيـده است.

از اخلاق پيـامبـران, نظافت و پـاكيزگــى است.

برادر بزرگتر به منزله پدر است.

دوست هركس عقل او, و دشمنش جهل اوست.

دوستى با مردم, نيمى از عقل است.

به درستى كه خداوند,داد وفرياد وتلف كردن مال و پرخواهشى را دشمن مى دارد.

ادامه نوشته

قطره ای از سیره ی رضوی

 سیره و سلوک و رفتار فردی و اجتماعی امام رضا‌(ع) نشان می‌دهد که امامت بر چنین قامتی برازنده بود. برخی از ویژگی‌های‌ اخلاقی آن امام همام را بخوانید.

هنگام کرم، روی از کرم گیر بپوشان

کلینى در کافى به سند خود از الیسع بن حمزه نقل کرده است که گفت: در مجلس ابوالحسن رضا علیه السلام بودم. مردم بسیارى به گرد آن حضرت حلقه زده بودند و از وى درباره حلال و حرام پرسش مى‏کردند که ناگهان مردى بلند قامت و گندمگون داخل شد و گفت: السلام علیک یابن رسول الله. من یکى از دوستداران تو و پدران و نیاکان تو هستم، من از حج‏ باز مى‏گردم و خرجى خود را گم کرده‏ام و با آنچه همراه من است نمى‏توانم به یک منزل هم برسم، پس اگر صلاح بدانى که مرا به دیارم روانه کنى که براى خدا بر من نعمتى داده‏اى و اگر به شهرم رسیدم آنچه از تو گرفته‏ام به صدقه مى‏دهم.

امام به او فرمود: بنشین خدا تو را رحمت کند. آنگاه دوباره با مردم به گفت و گو پرداخت تا آنان پراکنده شدند و تنها سلیمان جعفرى و خیثمه و من مانده بودیم. پس امام فرمود: اجازه مى‏دهید داخل شوم سلیمان گفت: خداوند فرمان تو را مقدم داشت. پس امام برخاست و به اتاقش رفت و لختى درنگ کرد و سپس بازگشت و در را باز کرد و دستش را از بالاى در بیرون آورد و پرسید: آن خراسانى کجاست؟ پاسخ داد: من اینجایم. فرمود: این دویست دینار را برگیر و در مخارجت از آن استفاده کن و بدان تبرک جو و آن را از جانب من به صدقه بده. اکنون برو که نه من تو را ببینم و نه تو مرا. مرد بیرون رفت.

 سلیمان به آن حضرت عرض کرد: فدایت ‏شوم بخشش بزرگى کردى و رحمت آوردى، پس چرا چهره از او پوشاندى؟ فرمود: از ترس آن که مبادا خوارى خواهش را در چهره او ببینم. مگر این سخن رسول خدا را نشنیدى که مى‏گوید: آن که به نهان نکویى آورد با هفتاد حج ‏برابرى مى‏کند و آن که پلیدى و زشتى را اشاعه مى‏دهد، مخذول و خوار است و کسى که در نهان گناه کند، آمرزیده است. آیا سخن اول را نشنیده‏اى که مى‏گوید:متى آته لا طلب حاجة رجعت الى اهلى و وجهى بمائه ؛ هرگاه بیایم نزد او تا حاجتى طلب کنم به سوى خانواده‏ام بازمى‏گردم در حالى که صد دینار دارم.

به قدر مردانگی‌ات ببخش

در مناقب از یعقوب بن اسحاق نوبختى نقل شده است که گفت: مردى به ابوالحسن رضا علیه السلام برخورد کرد و گفت: به قدر مردانگى‏ات بر من ببخش. امام گفت: به این مقدار ندارم. مرد گفت: به قدر مردانگى خودم ببخش. امام فرمود: این قدر دارم. سپس فرمود که دویست دینار به وی بدهند.

پروردگار یکی و مادر و پدر هم یکی

از قول ابراهیم بن عباس نقل شده که گفت: چون امام رضا علیه‎السلام تنها بود و براى او غذا مى‏آوردند آن حضرت غلامان و خادمان و حتى دربان و نگهبان را بر سر سفره‏اش مى‏نشاند و با آنها غذا مى‏خورد. همچنین از یاسر خادم نقل شده است که گفت: چون آن حضرت تنها مى‏شد همه خادمان خود را جمع مى‏کرد، از بزرگ و کوچک، و با آنان سخن مى‏گفت. او به آنان انس مى‏گرفت و آنان نیز با حضرت انس می‎گرفتند.

کلینى در کافى به سند خود از مردى بلخى روایت مى‏کند که گفت: با امام رضا علیه السلام در سفر به خراسان همراه بودم. پس روزى خواستار غذا شد و خادمان سیه چرده خود را نیز بر سفره خود نشاند یکى از یارانش به او عرض کرد: اى کاش غذاى اینان را جدا مى‏کردى. فرمود: پروردگار تبارک و تعالى یکى است و مادر و پدر هم یکى. و پاداش‎ها بسته به اعمال و کردارهاست.

حکایت مردی که امام را نمی‌شناخت

ابن شهر‌آشوب در مناقب خود گوید:امام رضا(ع) وارد حمام شد. مردی که‌آن حضرت را نمی‌شناخت به او گفت: بدن مرا ماساژ ده.امام شروع به این کار کرد. هنگامی که مردم آن مرد را متوجه کردند و حضرت را شناخت، با پریشانی شروع به عذرخواهی و پوزش کرد،اما امام همچنان به کار خود مشغول بود و او را  دلداری داد.

قسط و عدل ربطی به پوشیدن لباس فاخر و زیبا ندارد

در نثر‌الدّرر آمده است که گروهی از صوفیان،‌در خراسان بر امام‌رضا(ع) وارد شدند و‌به آن حضرت عرض کردند که امیرالمومنین درباره‌ امری که خداوند بر عهده‌ی او گذاشته،اندیشه کرد و دریافت که شما اهل بیت، از همه‌ی مردم به امامت و پیشوایی امت سزاوارترید،سپس به اهل بیت نظر انداخت،‌دانست که تو از همه آنها شایسته‌تری. از این رو بر آن شد امر خلافت را به شما بازگرداند. اکنون امت به پیشوا و رهبری نیازمند است که جامه‌اش خشن  و طعامش ساده باشد و بر الاغ سوار شود  و از بیمار عیادت کند.

امام(ع) فرمود: یوسف(ع) منصب پیامبری داشت، قبای ابریشمی با تکمه‌های زر می‌پوشید و در مجلس فرعونیان بر پشتی‌های آنان تکیه می‌زد،‌وای بر شما!جز این است که از امام قسط و عدل خواسته می‌شود؟و اگر سخن گوید، راست گوید، و اگر حکم کند، بر قاعده عدل وداد باشد. و اگر وعده کند،‌انجام دهد. همانا خداوند لباس یا طعامی را حرام نفرموده است.

توصیه به گذشت و بخشش

مردی بر مامون وارد شد.مامون خواست گردن او را بزند. امام رضا(ع) حضور داشت.مامون گفت:ای ابوالحسن چه می‌فرمایی؟امام فرمود: من می‌گویم اگر نکویی کنی و از او درگذری،‌خداوند بر عزت تو می‌آفزاید و مامون او را بخشید.

تعیین مزد قبل از به کار گیری

سلیمان ابن جعفر جعفری گفته است: برای کاری که داشتم خدمت امام رضا(ع) بودم.خواستم به خانه‌ام بازگردم، امام فرمود:با من بیا امشب نزد من بمان... با آن حضرت روانه شدم تا وارد خانه شد. هنگام غروب آفتاب بود و غلامان در طویله به کار گل و بستن میخ آخور برای ستوران و غیر‌ آن مشغول بودند و با آنان مرد سیاهی کار می‌کرد که از جمله غلامان حضرت نبود. امام فرمود:این مرد که با شماست کیست؟ گفتند: به ما کمک می‌کند و مزدش را می‌دهیم.

 امام فرمود:من بارها شما را نهی کرده‌ام از این که کسی را پیش از‌آنکه اجرتش را معین کنید،‌به کار نگیرید. و سپس رو به من کرد و فرمود:بدان!هر کارگری بدون این که قبلا مزد او را تعیین کرده باشی، اگر سه برابر آنچه مزدش است به او بپردازی، باز گمان می کند که از اجرت او کاسته‌ای و اگر پیش از انجام دادن کار، مزدش را معین و پس از‌آن پرداخت کنی، تو را به سبب وفای به عهد می‌ستاید، و اگر اندکی زیادتر از مزدش به او بدهی،آن را بخششی از تو می‌داند.

منبع: کتاب امام علی‌ابن موسی‌الرضا(ع) نوشته مرضیه محمد زاده 

شعر

ای پسر فاطمه، نور هدی

سبزترین باغ بهار خدا

با تو دل از غصه رها می شود

پاکتر از آینه ها می شود

ای گل گلزار خدا، یا رضا

آینه ی قبله نما یا رضا

      

السلام ای حضرت سلطان عشق

یا علی موسی الرضا ای جان عشق

السلام ای بهر عاشق سرنوشت

السلام ای تربتت باغ بهشت

      

امروز که سر بر حرمت می آیم

انگار تمام عشق کامل شده است

ای ضامن آهو! به غریبی سوگند

دل کندن ازاین ضریح مشکل شده است

معرفی شخصیت امام رضا(ع)

نام : علی

لقب : رضا، صابر، زكي، ولي، فاضل، وفي، صديق، رضي، سراج الله، نورالهدي، قرة عين المؤمنين،كفوالملك، كافي الخلق، رب السرير، و رئاب التدبير

کنیه : ابوالحسن

نام پدر : موسی

نام مادر : نجمه تکتم

تاریخ ولادت : 11 ذی القعده سال 148 هجری

محل ولادت : مدینه منوره

مدت امامت : 20 سال

مدت عمر : 55 سال

تاریخ شهادت : آخر ماه صفر سال 203 هجری

علت شهادت : انگور زهر آلود

نام قاتل : مأمون ملعون

محل دفن : خراسان

تعداد فرزندان : 1 پسر و1 دختر  

مشهورترين لقب

مشهورترين لقب آن حضرت «رضا» است و در سبب اين لقب گفته اند: «او از آن روي رضا خوانده شد كه در آسمان خوشايند و در زمين مورد خشنودي پيامبران خدا و امامان پس از او بود. همچنين گفته شده : از آن روي كه همگان، خواه مخالفان و خواه همراهان به او خشنود بودند. سر انجام، گفته شده است: از آن روي او رضا خوانده اند كه مأمون به او خشنود شد.»

 زندگى و شخصيت امامان شيعه، دو جنبه ارزشى متمايز و با اين  حال مرتبط با هم دارد:

اول : شخصيت عملى و علمى و اخلاقى و اجتماعى آنان كه در طول زندگى ايشان، در منظر همگان شكل گرفته است و فهم و ادراك آن نياز به پيش زمينه‏  هاى اعتقادى و مذهبى خاص ندارد، بلكه هر بيننده فهيم و داراى شعور و انصاف مى‏تواند، ارزش ها و امتيازهاى آنان را دريابد و بشناسد.

دوم : شخصيت معنوى و الهى آنان كه ريشه در عنايت ويژه خداوند نسبت به ايشان دارد.  شناخت اين بعد از شخصيت اهل بيت نياز به معرفت هاى پيشين  دارد؛ يعنى نخست بايد به رسالت پيامبر(ص) ايمان داشت و براساس رهنمودهاى آن حضرت، ولايت عترت را پذيرفت و براى شناخت جايگاه عترت به  روايات و راويان معتبر اعتماد كرد و كوتاه سخن اين كه بينش هاى مذهبى مختلف، مى‏تواند مانع شناخت اين بعد از شخصيت اهل‏ بيت عليهم السلام باشد.

حيات اجتماعي امام رضا عليه السلام

دوران حيات امام هشتم اوج گيري گرايش مردم به اهل بيت و دوران گسترش پايگاههاي مردمي اين خاندان است.چنان كه مي دانيم امام از پايگاه مردمي شايسته اي برخوردار بود و «در همان شهر كه مأمون با زور حكومت مي كرد او مورد قبول و مراد همه مردم بود و بر دلها حكم مي راند... نشانه ها و شواهد تاريخي ثابت مي كند كه (در اين دوران) پايگاه مردمي مكتب علي عليه السلام از جهت علمي و اجتماعي تا حدي بسيار رشد كرده و گسترش يافته بود. در آن مرحله بود كه امام عليه السلام مسئوليت رهبري را به عهده گرفت».

گرچه كه در دوران امامت امام رضا عليه السلام دو مرحله فعاليت در سالهاي خلافت هارون و سالهاي خلافت مامون را مي توان از يكديگر جدا كرد و براي هر يك از اين دو مرحله ويژگيهاي متمايز از ديگري يافت، اما اگر به ويژگي عمومي اين دوران بنگريم، خواهيم ديد «هنگامي كه نوبت به امام هشتم عليه السلام مي رسد... دوران، دوران گسترش و رواج و وضع خوب ائمه است و شيعه در همه جا گسترده اند و امكانات بسيار زياد است كه منتهي مي شود به مسئله ولايتعهدي. البته در دوران هارون، امام هشتم در نهايت تقيّه زندگي مي كردند. يعني كوشش و تلاش را داشتند، حركت را داشتند، تماس را داشتند، منتهي با پوشش كامل ... مثلاً دعبل خزاعي كه در باره امام هشتم در دوران ولايتعهدي آن طور حرف مي زند دفعتاً از زير سنگ بيرون نيامده. جامه اي كه دعبل خزاعي مي پرورد يا ابراهيم بن عباس را كه جزو مداحان علي بن موسي الرضاست، يا ديگران و ديگران اين جامعه بايستي در فرهنگ ارادت به خاندان پيغمبر سابقه اي نداشته باشد. آنچه در دوران علي بن موسي الرضا عليه السلام يعني ولايتعهدي پيش آمد نشان دهنده اين است وضع علاقه مردم و جوشش محبّتهاي آنان نسبت به اهل بيت در دوران امام رضا عليه السلام خيلي بالا بوده است. به هر حال همه اينها موجب شد كه علي بن موسي الرضا عليه السلام بتوانند كار وسيعي بكنند كه اوج آن به مساله ولايتعهدي منتهي شد».

حقيقت آن است كه در اين دوران، بدي اوضاع ميان امين و مأمون به امام كمك كرد تا بار سنگين رسالت خويش را بر دوش كشد، بر تلاشهاي خود بيفزايد، و فعاليتهاي خود را دوچندان كند، چه در اين زمان زمينه آن فراهم گشت كه شيعيان با او تماس گيرند و از رهنمودهاي او بهره جويند، و همين امر در كنار برخوردار بودن امام از ويژگيهاي منحصر به فرد و رفتار آرماني كه در پيش گرفته بود سرانجام به تحكيم پايگاه و گسترش نفوذ امام در سرزمينهاي مختلف حكومت اسلامي انجاميد. او خود يك بار زماني كه درباره ولايتعهدي سخن مي گويد، به مامون چنين اظهار مي دارد: «اين مساله كه بدان وارد شده ام هيچ چيز بر آن نعمتي كه داشته ام نيفزوده است. من پيش از اين در مدينه بودم و از همان جا نامه ها و فرمانهايم در شرق و غرب اجرا مي شد و گاه نيز بر الاغ خود مي نشستم و از كوچه هاي مدينه مي گذشتم، در حالي كه در اين شهر عزيزتر از من كسي نبود». در اين جا بسنده است سخن ابن مونس - دشمن امام - را بياوريم كه به مأمون مي گويد: اي امير مؤمنان، اين كه اكنون در كنار توست بتي است كه به جاي خدا پرستش مي شود.

در چنين شرايطي و پس از آن كه حضرت رضا عليه السلام بعد از پدر مسئوليت رهبري و امامت را به عهده گرفت در جهان اسلام به سير و گشت پرداخت و نخستين مسافرت را از مدينه به بصره آغاز فرمود، تا بتواند به طور مستقيم با پايگاه هاي مردمي خود ديدار كند و درباره همه كارها به گفتگو بپردازد. عادت او چنين بود كه پيش از آن كه به منطقه اي حركت كند، نماينده اي به ديار گسيل مي داشت تا مردم را از ورود خويش آگاه كند تا وقتي وارد شهر مي شود مردم آماده استقبال و ديدار با او باشند. سپس با گروههاي بسيار بزرگ مردم اجتماع بر پا مي كرد و در باره امامت و رهبري خود با آنان گفتگو مي فرمود. آنگاه از آنان مي خواست تا از او پرسش كنند تا پاسخ آنان را در زمينه هاي گوناگون معارف اسلامي بدهد. سپس مي خواست كه با دانشمندان علم كلام و اهل بحث و سخنگويان، همچنين با دانشمندان غير مسلمان ملاقات كند تا در همه باب مناقشه به عمل آورند و با او به بحث و مناظره بپردازند.

پدران حضرت رضا عليه السلام به همه اين فعاليتهاي آشكار مبادرت نمي كردند. آنان شخصاً به مسافرت نمي رفتند تا بتوانند مستقيم و آشكار با پايگاه هاي مردمي خود تماس حاصل كنند. اما در دوران امام رضا عليه السلام اين مسئله امري طبيعي بود، چرا كه پايگاههاي مردمي بسيار شده و نفوذ مكتب امام علي عليه السلام از نظر روحي و فكري و اجتماعي در دل مسلمانان كه با امام آگاهانه همياري مي كردند افزايش يافته بود.

پس از آنكه امام مسئوليت امامت را به عهده گرفت همه توانايي خود را در آن دوره، در توسعه دادن پايگاههاي مردمي خود صرف كرد اما رشد و گسترش آن پايگاهها و همدلي آنان با كار امام به اين معني نبود كه او زمام كارها را به دست گرفته باشد. با وجود همه آن پيشرفتها و افزايش پايگاه هاي مردمي، امام بخوبي مي دانست و اوضاع و احوال اجتماعي نشان مي داد كه جنبش امام عليه السلام در حدي نيست كه حكومت را در دست گيرد، زيرا با پايگاههاي گسترده اي كه حضرت داشت، گرچه از او حمايت و پشتيباني مي كردند، اما نظير اين پايگاهها به اين درد نمي خورد كه پايه حكومت امام عليه السلام گردد. چه، پيوند آن با امام پيوند فكري پيچيده و عمومي بود و از قهرماني عاطفي نشاني داشت. اين همان احساسهاي آتشين بود كه روزگاري پايه و اساسي بود كه بني عباس بر آن تكيه كردند و براي رسيدن به حكومت بر امواج آن عواطف سوار شدند. اما طبيعت آن پايگاه ها و مانند هاي آن به درد آن نمي خورد كه راه را براي حكومت او و در دست گرفتن قدرت سياسيش هموار سازد.

امام رضا عليه السلام در اين مرحله خود را آماده آن مي كرد تا مهار حكومت را به دست گيرد، اما با شكلي كه خود مطرح كرده بود و مي خواست نه در شكلي كه مأمون اراده مي كرد و در آن شكل ولايتعهدي را به او عرضه داشت و او آنرا رد كرد و نخواست.

اين تصويري است از دوران امام كه مي تواند در تفسير دو رخداد مهم يعني مسئله ولايتعهدي و نيز مسئله پيشنهاد خلافت به امام از سوي مأمون ما را راهگشا باشد. به تعبيري ديگر، مي توان گفت تنشهاي موجود در آن زمان هنوز باقيمانده هايي از طوفاني بود كه از چند دهه قبل عليه حكومت اموي و از سوي دو خاندان مهم علوي و عباسي بر پا شده بود. در ميان چنين طوفاني بود كه قدرت طلبان خاندان عباسي بر اسبهاي لجام گسيخته خود مي نشستند و هر گونه كه مي خواستند به سوي هدف خود - و با اين ديدگاه كه هدف وسيله را توجيه مي كند - مي رانند و گاه هم در اين هياهو و در غياب ديده هاي مردم خنجري هم از پشت به خاندان علوي مي زدند و پس از آن ميوه اي را كه در دست مجروح اين خاندان بود، به زور و به چنگال نيزه نيرنگ در مي ربودند.

خاندان عباسي از سويي از نام «آل محمد» سوء استفاده مي كرد، چندان كه گاه به خاطر نزديكي طرز كار يا تبليغاتشان با آل علي، در مناطق دور از حجاز اين گونه وانمود مي كردند كه همان خط آل علي هستند. حتي لباس سياه بر تن كردند و مي گفتند: اين پوشش سياه لباس ماتم شهيدان كربلا و زيد و يحيي است، و عده اي حتي از سرانشان، خيال مي كردند كه دارند براي آل علي كار مي كنند.

از سويي ديگر نيز همين خلفاي خاندان عباسي از همان روزهاي نخست سلطه خود كاملاً ميزان نفوذ علويان را مي دانستند و از آن بيم داشتند. سختگيريهايي كه از همان دوران آغازين حكومت عباسي عليه بذ الحسن به عمل آمد، گواهي بر اين ترس و وحشت عباسيان از اهل بيت و علاقه مردم به آنان است. گواهي ديگر آن كه آورده اند: منصور هنگامي كه به جنگ با محمد بن عبدالله و برادرش ابراهيم - از علويان - مشغول بود شبها را نمي خوابيد، حتي در همين زمان دو كنيز براي او آوردند كه آنها را رد كرد و گفت: «امروز روز زنان نيست و مرا با آنان كاري نه، تا آن زمان كه بدانم سر ابراهيم از آن من و يا سر من از آن ابراهيم مي شود. او در همين جنگها پنجاه روز جامه از تن نكند و از فزوني اندوه نمي توانست درست سخن خود را پي گيرد.»

اين نگراني در دوران پس از منصور نيز ادامه يافت و نگراني مهدي و هارون عباسي بيش از منصور بود، چندان كه در همين دوران امام كاظم عليه السلام آن زندانهاي سخت خود را گذراند. پس از اين دو، نوبت به مأمون رسيد. در دوران مأمون مسئله دشوارتر و بزرگتر و مشكل آفرين تر بود. چه، شورشها و فتنه هاي فراواني سرتاسر ولايتها و شهر هاي بزرگ اسلامي را در برگرفته بود تا جايي كه مأمون نمي دانست چگونه آغاز كند و چه سان به حل مسئله بپردازد. او مي ديد و از اين رنج مي برد كه سر نوشتش و سر نوشت خلافتش در معرض تند بادهايي قرار گرفته كه از هر سو بر آن مي تازد.

مأمون در كنار اين ترس و نگراني از هوشي سرشار، فهمي قوي، درايتي بي سابقه، شجاعتي كم نظير و جديتي راهگشا بهره مند بود و اينها همه در كنار هم، او را بدان رهنمون گشت كه ابتكاري تازه بر روي صحنه آورد و امام هشتم را باتجربه اي بزرگ روياروي سازد و مسئله ولايتعهدي را پيش آورد، هرچند در اين زمينه نيز، تدبير امام عليه السلام او را ناكام ساخت.

برگرفته از سایت www.irib.ir و www.tbzmed.ac.ir

تبریک

میلاد با سعادت هشتمین خورشید تابناک امامت

 حضرت امام رضا (ع) را پیشاپیش به همه ایرانیان

 عزیز تبریک عرض می کنیم

برگزیده شدن دو عضو کانون پرورش فکری گلستان در فراخوان بین المللی "لویی فرانسوا و تیان جین "

دو عضو کانون پرورش فکری کودکان نوجوانان استان گلستان در فراخوان بین المللی "لویی فرانسوا و تیان جین" برگزیده شدند.

 "ثریا کلته" 7 ساله از مرکز فرهنگی هنری گمیشان موفق شد گواهی شرکت در پنجمین مسابقه بین المللی نقاشی تیان جین سال 2009 را دریافت کند.

ثریا کلته یکی از 30 عضو مراکز فرهنگی هنری کانون پرورش فکری کودکان نوجوانان در سطح کشور است که این گواهی را از آن خود کرده است.

"گلسا پناهی" 12 ساله نیزاز مرکز فرهنگی هنری بندر ترکمن در فراخوان لویی فرانسوا 2010 موفق به دریافت دیپلم افتخار و جایزه این فراخوان شد.

نقاشی گلسا پناهی اثر برگزیده از بین 20 اثر ارسالی از کانون پرورش فکری کودکان نوجوانان استان گلستان و یکی از 2 اثر برگزیده ایرانی در مسابقه لوئی فرانسواست.

مناسبت

مناسبت

 

۲۴مهر روز پیونداولیا ومربیان گرامی باد

اولیا ومربیان

تاریخچه انجمن اولیا و مربیان

انجمن اولیا و مربیان، یکی از تشکل های مردمی است که اینک بیش از پنجاه سال از تأسیس آن در ایران می گذرد. این انجمن، بر اساس توصیه کنفدراسیون آموزش اولیا، وابسته به یونسکو، با عنوان انجمن خانه و مدرسه در ایران تشکیل شد و از همان زمان، با نام انجمن های خانه و مدرسه به انجام وظایف خود پرداخت. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، انجمن خانه و مدرسه که نمایانگر همکاری دو کانون اثرگذار، به نام انجمن اولیا و مربیان بود، با بار فرهنگی و انسانی عمیق تغییر نام یافت تا امکان ارتباط همه جانبه میان اولیا و مربیان را تحکیم بخشد.

هفته پیوند، تجلی گاه وحدت

هفته پیوند اولیا و مربیان، بهترین و مناسب ترین فرصت برای فراهم کردن زمینه های تحقق همکاری و همدلی میان خانه و مدرسه است. در سایر هفته پیوند اولیا و مربیان، هیئتی منتخب از پدران و مادران، دانش آموزان و مربیان، با هدف همکاری در راه پیشبرد امورآموزش و پرورش دانش آموزان دور هم جمع می شوند و از توانایی های فکری، علمی و تخصصی یکدیگر برای تربیت هرچه بهتر سازندگان آینده میهن اسلامی بهره مند می شوند. آنها با ارائه طرح ها و پیشنهادهای مفید در این انجمن، در اداره امور، یار و یاور صمیمی مدیران و مسئولان به شمار می آیند. در پرتو این وحدت، پیوند میان خانه و مدرسه مستحکم تر می گردد و از مشکلات دستگاه تعلیم و تربیت کشور، به میزان چشم گیری کاسته می شود.

مشارکت اولیا و مربیان

امر تعلیم و تربیت، مشارکت جدّی و همه جانبه را می طلبد که در یک سوی آن اولیا، یعنی نخستین آموزگارانِ فرزندان در خانه هستند و در سوی دیگر مربیان، یعنی آموزگارانِ دانش آموزان در مدرسه قرار دارند. اولیا و مربیان، همواره در تکوین تعلیم و تربیت فرزندان در تعامل هستند؛ بدین صورت که حاصل تربیت فرزندان در خانواده ها، به عنوان پیش نیاز و خمیرمایه شروع کار معلمان در مدارس است و حاصل کار مربیان در مدارس، تربیت عضوی مفید و آشنا به وظایف برای نهاد خانواده و اجتماع است. این تعامل و داد و ستد خانه و مدرسه یا اولیا و مربیان، تعاملی پیوسته و همیشگی است و محصول آن، تربیت نسلی پویا، با نشاط، دانش پژوه و با کفایت است که نقش مؤثری در سازندگی و خودکفایی کشور بر عهده خواهند داشت.

لزوم هماهنگی میان خانه و مدرسه

یکی از راه های مؤثر برای ایجاد رابطه میان مطلوب معلمان و والدین، لزوم هماهنگی خانه و مدرسه است. اگر انجمن اولیا و مربیان کار خود را به خوبی انجام دهد، نه تنها وسیله ای برای ایجاد و توسعه روح همکاری میان خانه و مدرسه به وجود می آورد، بلکه نقش عمده ای در مرتبط ساختن برنامه مدرسه با نیازهای جامعه ایفا می کند. معلمان اثر بسیار مهمی بر ارزش های مورد پذیرش کودک بر جای می گذارند. در واقع معلمان، دانسته یا ندانسته، نقش مهمی در شکل گیری شخصیت و ویژگی های اخلاقی ـ اجتماعی کودکان دارند و بعد از والدین، مهم ترین کسانی هستند که وجودشان در انتقال ارزش ها به نسل جوان مؤثر است. اگر این هماهنگی نباشد، کودک دچار سردرگمی می شود و هر قدر هم روش های تربیتی مدرسه در سطح بالایی باشد، به یقین بدون هماهنگی و تأیید خانواده ها، اثر مثبتی در پی نخواهد داشت و نقش معلم نیز کم رنگ می شود.

آموزش خانواده ها

تحقیقات نشان می دهد پیشرفت تحصیلی دانش آموزانی که والدین آنها افرادی آگاه و آموزش دیده اند، بیشتر است. در واقع آموزش والدین در مورد مسائل تربیتی، موجب می شود آنها محیط مناسب تری برای رشد و شکوفایی استعدادهای بالقوّه فرزندان خود فراهم کنند و این امر، پیشرفت افراد خانواده و جامعه را در پی خواهد داشت. در هفته پیوند اولیا و مربیان، فعالیت های این انجمن در زمینه تشکیل کلاس های آموزش خانواده آغاز می شود. این فعالیت ها، به منظور آشنایی والدین با چگونگی رفتار با فرزند، تأمین آسایش روانی و جسمی آنها و به طور کلی، در زمینه هایی صورت می گیرد که والدین را در تربیت فرزندان خویش تواناتر و آگاه تر می سازد. در پی چنین تلاش هایی، فعالیت های مربیان با والدین همسو می گردد و برنامه های آموزش و پرورش پربار می شود و بهتر نتیجه می دهد.

کلاس های آموزشی دانش آموزان

مدیران و مربیان تربیتی، کلاس هایی با موضوع چگونگی رفتار دانش آموزان با خانواده برگزار می کنند. در این کلاس ها، رفتار هرچه بهتر و صحیح تر دانش آموزان در خانواده به آنها آموزش داده می شود. در صورتی که این کلاس ها، با کلاس هایی که برای آموزش خانواده ها و والدین برپا می شود در ارتباط باشد، تأثیرات بیشتری بر جای می گذارد و در طول دوران تحصیل، می توان اثرات مثبت این حرکت آموزشی را به خوبی مشاهده کرد.

مشارکت و مفهوم دیروز و امروز آن

پس از گذشت سال ها از تأسیس انجمن اولیا و مربیان در کشور، اینک جلوه های باروری و بالندگی مشارکت های مردمی در نظام آموزش و پرورش دیده می شود. مشارکت های مردمی، تجلّی عشق و علاقه مردم به تعلیم و تربیت است. پیش از این، مفهوم سنّتی مشارکت های مردمی، پرداخت وجه مادّی بود. به عبارت دیگر، پدران و مادران، معنای مشارکت را پرداخت وجوه نقدی می دانستند، ولی امروزه مفهوم مشارکت، بسیار گسترده تر از گذشته، به معنای دست در دست هم گذاشتن برای انجام دادن کارهاست. مردم باید بدانند که مشارکت، امری جدی و مستمر است، نه اینکه فقط در زمان هایی خاص و برای رفع نیازهای مادی کاربرد داشته باشد.

خانه و مدرسه، دو عامل تأثیرگذار

تأثیر پذیری شگرف فرزندان از خانواده، موقعیت ممتازی برای اولیا به وجود آورده است؛ به گونه ای که آنان را قادر می سازد کودکان را با علاقه و انگیزه کافی به آموزشگاه ها بفرستند. با در نظر گرفتن علاقه والدین به رشد و پرورش فرزندان، انتظار می رود آنها با ایجاد انگیزش و نگرش مثبت در مورد آموزش، سبب حضور مشتاقانه و مرتب دانش آموزان در مکان های آموزشی شوند. به دلیل اصل تأثیر پذیری کودک از خانواده است که آموزش های داده شده از سوی والدین، نقش تعیین کننده ای در طول زندگی فرزندان ایفا می کند و به صورت عامل تربیتی، آینده آنها را نیز تحت تأثیر قرار می دهد.

هفته پیوند و فرهنگ سازی

کارشناسان تعلیم و تربیت و صاحبان اندیشه معتقدند فرهنگ سازی باید از خانواده ها آغاز گردد. از این رو، وزارت آموزش و پرورش به عنوان بزرگ ترین نهاد تعلیم و تربیت کشور که بیش ترین ارتباط را با خانواده ها دارد، می کوشد از راه ارتباط همیشگی خانه با مدرسه و پیوند اولیا و مربیان و نیز افزایش دانش خانواده ها، به فرهنگ سازی بپردازد. هفته پیوند نیز با هدف ایجاد و ارتباط سازنده و پویا میان دو کانون ارزش آفرین و فرهنگ ساز خانه و مدرسه برپا می شود تا در پرتو آن، فرزندان عزیز میهن اسلامی مان، از دستاوردهای ارزشمند پیوند اولیا و مربیان بهره مند گردند.

انجمن اوليا ومربيان

انجمن اوليا ومربيان هر مدرسه هيأت منتخبي است از اولياي دانش آموزان و مربيان همان مدرسه كه با تفاهم و صميميت م به منظور تقويت همكاري و مشاركت اولياي دانش آموزان جهت كمك به ارتقاي كيفيت فعاليت هاي آموزش وپرورش و گسترش ارتباط خانه ومدرسه ، برطبق مقررات و ضوابط وزارت آموزش وپرورش انجام وظيفه مي نمايد.

 الف – ترتيب اعضا

1-  مدير مدرسه

2-   يكي از معاونين و انتخاب مدير

3-  نماينده ي شوراي معلمان

 4-   معاون پرورشي يا يكي ازمربيان امور تربيتي ، و در صورت نبود مربي ، يكي از معلمان آگاه به مسائل تربيتي به انتخاب مدير

5-   برگزيدگان اولياي دانش آموزان

 تبصره ي1:تعداد اولياي دانش آمو زان و نحوي انتخاب آنان جهت عضويت درانجمن و چگونگي وزمان تشكيل جلسات برابرماده ي

19 آيين نامه ي انجمن مركزي اوليا ومربيان خواهد بود. ( دربند 20 شرح وظايف ، به آن اشاره شده است .)

تبصره ي 2 : درصورت لزوم ، مدير مدرسه مي تواند ازنماينده ي شوراي دانش آموزان و برحسب موارد از افراد ذي ربط و صاحب نظر براي شركت درجلسات انجمن دعوت كند.

ب- شرح وظايف انجمن اوليا و مربيان آموزشگاه

1-تأمين مشاركت فكري ، فرهنگي ، عاطفي وآموزشي اوليا وتقويت ، هماهنگي و همسويي تربيتي و آموزشي خانه ومدرسه

2-جلب همكاري اولياي دانش آموزان جهت مشاركت و كمك و ارتقاي كيفيت فعاليت هاي مربوط و ارائه ي پيش نهادهاي لازم به مدير مدرسه

3-مشاوره و برنامه ريزي درجهت  تحقق هرچه بهتر اهداف انجمن

4-همكاري و مشاركت با شوراي معلمان دربرگزاري كلاس هاي فوق برنامه

5-برنامه ريزي و تصميم گيري جهت تشكيل جلسات آموزش خانواده

6-  همكاري و مشاركت بامدير مدرسه دراجراي فعاليت هاي پرورشي ، برگزاري اردوهاي دانش آموزي و بازديد از مراكز علمي ،آموزشي وفرهنگي

7-  تلاش و همكاري براي جلب مشاركت اولياي دانش آموزان ، صاحبان ِحَرف ، افراد خير ومؤسسات خيريه درتأمين امكانات موردنياز و بهبود اداره ي امور مدرسه   

8-  تهيه ي برنامه ي بهداشتي و پزشكي با مشاوره ي افراد آگاه ، و كمك به مراقبان بهداشت ونظارت براجراي آن درمدرسه

9- همكاري م مشاركت درباره ي چگونگي قدرداني از كاركنان ، اولياي دانش آموزان و اعضاي شوراهاي مدرسه با رعايت ضوابط ومقررات مربوطه

10- برنامه ريزي و تشكيل جلسات عمومي اولياي دانش آموزان

11- نظارت برچگونگي اخذ كمك هاي مردمي با رعايت قوانين و مقررات مربوطه

 12- تشكيل شوراي مالي مدرسه با عضويت مدير مدرسه ، رئيس انجمن ونماينده ي شوراي معلمان دراولين جلسه ي انجمن

13- مشاركت دراجراي برنامه هاي كارآموزي هنرجويان در هنرستان ها

14- نظارت برنحوي هزينه ي وجوه حاصل از كمك هاي مردمي ، خدمات فوق برنامه ، سرانه ي دانش آموزان وكمك هاي شوراهاي آموزش  وپرورش از طريق شوراي مالي و مطابقت موارد هزينه با برنامه هاي مصوب شوراي مدرسه 

15- بررسي و اتخاذ تصميم نسبت به سرويس رفت وبرگشت

 16- انتخاب نماينده براي شركت در شواري مدرسه

هم چنين براساس موارد آيين نامه ي انجمن اوليا ومربيان واحدهاي آموزشي ، وظايف زير نيز بر عهده ي انجمن اوليا ومربيان مدرسه مي باشد :

       ماده ي 16– مدير مدرسه موظف است حداكثرتا اخرمهرماه هرسال ( پايان هفته پيوند ) از تمام اولياي دانش آموزان دعوت به عمل آورد وپس از تشكيل جلسه ي عمومي اوليا ، با استفاده از آگاهي هاي خود مخصوصاً  محتواي كتاب آشنايي با انجمن اوليا ومربيان ؛ لزوم تشكيل ، فوايد و وظايف انجمن امده است براي آنان تشريح كند.

          ماده ي 19 – تعداد اعضاي اولياي منتخب براي عضويت درانجمن مدرسه برمبناي زير تعيين مي شود:

1-  درمدارسي كه عده ي دانش آموزان آن ها كم تر از 300 نفرباشد، عده ي اولياي منتخب جمعاً هفت نفرخواهد بود كه چهار نفر عضو اصلي و 3 نفربقيه عضو علي البدل هستند.

2-   در مدارسي كه عده ي دانش آموزان آن ها بيش از 300 نفرباشد، به ازاي هر 100 نفردانش آموز اضافي يك نفراز  اوليا بر تعداد اعضاي اصلي افزوده مي شود . ولي عده ي اعضاي علي البدل هم چنان 3 نفرخواهد بود.

ماده ي 20- مدت زمان كار انجمن اوليا ومربيان هر مدرسه يك تحصيلي است ودر مهرماه هرسال انتخابات بايد تجديد شود . اعضاي انجمن سال گذشته در صورت برخورداري از شرايط انتخاب مي توانند دوباره خود را براي عضويت در انجمن نامزد كنند. 

تبریک

روزجهانی نابینایان روزعصای سفید بر روشندلان عزیز

گرامی باد

حقوق اجتماعی افرادنابینا

در سال 1921 میلادی یک عکاس اهل شهر بریستول کشور انگلستان با نام جیمز بیگز که در اثر یک سانحه بینایی خود را از دست داد، برای در امان بودن از خطر وسائل نقلیه که در خیابان‌های اطراف محل زندگی وی در حال رفت و آمد بودند، ابتکار استفاده از عصا به رنگ سفید را که به راحتی برای همگان قابل دید باشد را بکار برد.پس از آن دو تن از برجسته‌ترین محققین‌ آمریکایی به نام‌های دکتر ناول‌ پری، ریاضیدان و دکتر جاکوپس تن ‌بروک، حقوقدان توانستند قانونی‌ را در پانزدهمین روز از ماه اکتبر به عنوان قانون عصای سفید به تصویب برسانند و این روز را به عنوان روز جهانی نابینایان نامگذاری کنند. در این قانون کلیه حقوق اجتماعی فرد نابینا به عنوان عضوی از یک جامعه متمدن انعکاس یافته است.

·     ‌‌‌‌نابینایان حق استفاده از کلیه امکانات رفاهی معمول در جامعه را دارند. آنان حق دارند از پیاده روها، خیابان‌ها، بزرگراه‌ها و وسایل حمل و نقل همگانی مانند هواپیما، قطار، اتوبوس، اتومبیل، کشتی، هتل، اماکن عمومی، مراکز تفریحی و مذهبی استفاده کنند. اگر در بعضی اوقات، محدودیتی برای استفاده از این تسهیلات و اماکن وجود داشته باشد باید فراگیر همه افراد جامعه باشد و اگر شخص یا سازمانی فقط برای نابینایان در استفاده از تسهیلات همگانی، محدودیت ایجاد کند یا حقوق نابینایان عاقل و بالغ را نادیده بگیرد، مجرم شناخته می‌شود.

·    رانندگان وسایل نقلیه موظف به مراعات کامل نابینایانی که هنگام عبور و مرور از عصای سفید استفاده می‌کنند، هستند.

·    دولت موظف است که نابینایان را به مشارکت در امور دولتی تشویق کند تا آنان به کار مشغول شوند.

·    مسئولان دولتی همه ساله باید روز 24 مهرماه (15 اکتبر) را به عنوان بزرگداشت نابینایان و قانون عصای سفید، به نحوی شایسته ارج نهند و از مردم بخواهند که رفتار معقولانه‌ای با نابینایان داشته باشند و گام‌های صمیمانه و موثری برای آنان بردارند.

 لوئی بریل

لوئی بریل در سال 1809 در فرانسه متولد شد. وی در اوایل کودکی یعنی در سن 3 سالگی بینایی خود را از دست داد. در سال 1818 به همراه دوستان خود موسسه ملی نابینایان جوان پاریس را در این شهر دائر کرد.در همین زمان بود که بریل بواسطه توانایی‌هایش در موسیقی و علم مشهور شد و یکی از بهترین نوازندگان ویولون و ارگ در پاریس شد. بریل در سال 1826 شروع به آموزش نابینایان کرد.امروزه شهرت بریل به خاطر ابداع سیستم خط برجسته وی می‌باشد که در آن زمان در پیام‌های رمزی ارتش بکار گرفته می‌شد. سیستم بریل یا خط برجسته شامل نقاط برجسته با اشکال منظم روی مقوای نازک می‌باشد که نابینایان از طریق لمس آن قادر به درک عبارات و خواندن خواهند بود. این روش تا به امروز با موفقیت همراه بوده و در بسیاری از کشورهای جهان استفاده می‌شود.

راه‌های کمک به فرد نابینا:

·    بهتر است قبل از انجام هر کمکی نظر فرد نابینا را در مورد کمک به او جویا شوید.

·    در صورت کمک و راهنمایی در راه رفتن؛ اجازه دهید فرد نابینا بازوی شما را بگیرد و از هل دادن و گرفتن او خودداری کنید.

·    هنگامی که با فرد نابینا روبرو می‌شوید خود را به او معرفی کرده و به هنگام ترک محل به او بگویید که محل را ترک می‌کنید.

·    مستقیماً با خود فرد نابینا حرف بزنید و برای صحبت با آنها شخص دیگری را واسطه قرار ندهید. چرا که آنها قادر هستند بخوبی مفهوم کلام شما را درک کرده و پاسخ دهند.

·    هیچگاه با فرد نابینا بلند صحبت نکنید. چرا که آنها دارای حس شنوایی قوی هستند.

·    به جای نابینا به نگاه کردن بپردازید و محیط اطرافش را برای او شرح دهید تا او نیز بتواند با محیط ارتباطی سازنده برقرار کند.

·    بخاطر ضعف آنها در بینایی از اشتباهاتشان چشم پوشی نکرده و به آنها فرصت دهید تا اشتباه خود را جبران نمایند.

روزجهانی نابینایان،روز عصای سفید

کسی که یک فرد نابینا را چهل قدم همراهی و هدایت کند مورد مغفرت خدای تعالی قرار می گیرد.  رسول اکرم(ص)

15 اکتبر مصادف با 23 مهرماه سال جاری روز جهانی نابینایان یا عصای سفید نامیده شده است. این روز یادآور اراده ای است که در سال 1950 میلادی به همت سازمان آموزشی،علمی و فرهنگی ملل متحد(یونسکو) و شورای جهانی نابینایان تبلور یافت و منجر به تصویب قانون "عصای سفید" گردید تا حقوق اجتماعی نابینایان به عنوان عضوی از یک جامعه متمدن، محترم شمرده شود. به رسمیت شناختن افراد نابینا به عنوان اعضاء مفید و موثر جامعه و لزوم دستگیری از آنان در فرهنگ دینی و ملی ما اهمیت بسزایی دارد ؛ بگونه ای که که آیه اول و دوم سوره مبارکه "عبس" در خصوص یکی از اصحاب روشندل پیامبر اکرم(ص) به نام "عبدا..." نازل شده است. انسانهای بزرگی چون ابوالعلاءمعری،آیت ا...حاج سیدعبدالهادی شیرازی(از مراجع تقلید در نجف) ،دکتر محمد خزائلی و لوئیس بریل از جمله انسانهای بزرگی هستند که با وجود محروم بودن از نعمت بینایی، به مدارج عالی علمی و اخلاقی رسیده اند؛ این امر به خوبی گویای آن اسـت که محدودیتهـای جسمـی هرگـز نمی تواند انسـان را از تعالی و پیشرفـت باز دارد . هم اکنون در استان مرکزی در حدود 3200 نابینا و کم بینا وجود دارد که 5 درصد کل معلولان را به خود اختصاص می دهند . با تشکیل شبکه تشکلهای معلولین استان در سایه وفاق و همدلی و در سالی که از سوی مقام معظم رهبری به عنوان سال همت مضاعف و کار مضاعف نامیده شده امیدواریم این عزیزان بتوانند بیش از پیش در پیشبرد اهداف خود موفق باشند .فرارسیدن این روز را به تمامی روشندلان و روشن ضمیران عزیز صمیمانه تبریک عرض نموده و امیدواریم در پرتو همدلی و همیاری و نیز اجرای کامل قوانین موجود، بالاخص "قانون جامع حمایت از حقوق معلولان" و نیز ماده 97 "قانون برنامه چهارم توسعه" در پرتو تعالیم اسلامی و اهداف نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بتوانیم در تعالی و پیشرفت این عزیزان و سرمایه های ارزشمند میهن اسلامی مان سهیم باشیم.

شهيد آيت الله اشرفي اصفهاني

۲۳مهرماه سالروز شهادت آيت الله اشرفي اصفهاني چهارمین شهید محراب است:شهید محراب، آیت اللّه عطاءاللّه اشرفی اصفهانی در سال 1281 هجری شمسی در «خمینی شهر» اصفهان و در خانواده ای روحانی و مذهبی، دیده به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی را در زادگاه خود به پایان رساند. سپس در نوجوانی، برای ادامه ی تحصیل، راهی اصفهان شد و نزدیک به ده سال از محضر استادان بنام حوزه ی علمیه ی اصفهان بهره جست. شهید والامقام آیت اللّه اشرفی اصفهانی در بیست سالگی برای ادامه ی تحصیل و رسیدن به مقام های عالی علمی و معنوی، ره سپار شهر مقدس قم شد تا آینه ای گردد پاک و با صفا برای آیندگان.شهید محراب، آیت اللّه اشرفی اصفهانی برای کسب مقام علمی و معنوی، از شهر اصفهان به حوزه ی علمیه ی قم هجرت کرد و در آن جا، از محضر آیات ومراجع عالی قدر، بهره های فراوان برد. وی مدت دوازده سال در درس مرجع عالی قدر، حضرت آیت اللّه بروجردی(ره) حضور می یافت و همه ی دروس آن مرجع والامقام را می نوشت. شور و شعف ایشان در تحصیل و تحمل سختی های زندگی، وصف ناپذیر است. ایشان با اراده ای آهنین و با تلاش و کوشش های بسیار، در چهل سالگی به درجه ی عظیم اجتهاد نایل آمد و ستاره ای روشن گر در آسمان تبلیغ دین و فقاهت گردید.شهید محراب، آیت اللّه اشرفی اصفهانی  پس از گذراندن تحصیلات عالیه در حوزه ی علمیه ی قم و بهره گیری از محضر مراجع بزرگی چون آیت اللّه حجت(ره) و آیت اللّه العظمی بروجردی(ره) و رسیدن به درجه ی عظیم اجتهاد، بنابر دستور مرجع بزرگ جهان شیعه؛ حضرت آیت اللّه العظمی بروجردی(ره) به استان باختران هجرت کرد این درحالی بود که رژیم طاغوت به روحانیان و سخنرانی های آنان، بسیار حساس بود، ولی این شهید والامقام با شجاعت فراوان، مسایل سیاسی روز را برای آگاهی مردم بازگو می کرد. به همین دلیل، بارها مورد آزار و اذیت نیروهای رژیم منحوس پهلوی قرار گرفت.پس از قیام خونین 15 خرداد سال 42، ملت رنج دیده ی ایران در زیر چکمه ی استبداد طاغوت، چون انبار باروتی، آماده ی انفجار بود. با چاپ مقاله ای توهین آمیز درباره ی امام خمینی(ره)، در 19 دی سال 56، مرحله ی تازه ای از قیام مردم آغاز شد. شهید محراب، آیت اللّه اشرفی اصفهانی در این حرکت توفنده مانند دیگر روحانیان، نقش بسزایی داشت. ایشان با برگزاری مراسم بزرگداشت شهدای 19 دی و نیز برگزاری مراسم بزرگداشت شهادت آیت اللّه سیدمصطفی خمینی(ره) و ایراد سخنرانی های روشن گر، مردم غیور باختران را برای انقلاب بزرگ اسلامی آماده می کرد.

پس از پیروزی انقلاب در سنگر نماز جمعه :

کی از عوامل مهمی که در ثبات و تداوم انقلاب اسلامی، نقش ارزنده ای داشت نماز سیاسی ـ عبادی جمعه بود. شهید محراب، آیت اللّه اشرفی اصفهانی از جمله رادمردانی است که به فرمان امام خمینی(ره) به امامت نماز جمعه ی باختران منصوب شد، تا این بار در صحنه ی حفظ و پاسداری از نظام مقدس، اسلامی تلاش و جان فشانی کند.

استکبار جهانی به سرکردگی امریکا که با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، منافع خود را در خطر جدی می دید، به توطئه های داخلی و محاصره ی اقتصادی دست زد. هنگامی که این نیرنگ ها ناکام ماند، توطئه ی جنگ تحمیلی را برای شکست نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، اجرا کرد. در چنین شرایطی، دمیدن روح شهادت طلبی در میان رزمندگان و دل گرم کردن آنان برای مقابله با دشمن بعثی، بسیار با اهمیت بود. شهید محراب، آیت اللّه اشرفی اصفهانی از جمله عالمان وارسته و مجاهدین در راه حق است که با حضور خود در میدان های نبرد و ایراد سخنرانی های شورانگیز، روح مقاومت و شهادت را در کالبد جوانان غیور میهن اسلامی می دمید و با این اعمال معنوی به آن عزیزان، دل گرمی می داد.

نقش شهید محراب در وحدت بین تشیع و تسنن

دشمن جهان خوار و استکبار جهانی همیشه درتلاش بوده است تا بین امت های اسلامی، تفرقه افکند نمید و از انسجام و وحدت آنان جلوگیری کند؛ اما بیداری عالمان دینی ما، همیشه توطئه های آنان را نقش بر آب کرده است. شهید محراب، آیت اللّه شرفی اصفهانی ز همان بیدار دلان و مجاهدانی است که درباره ی وحدت بین شیعه و سنی، رنج های فراوانی را متحمل شد. او با انجام مسافرت های متعدد به شهرهای پاوه، جوانرود و روانسر و تشکیل سمینارهای بی شمار مرکب از ائمه ی جمعه سنی و شیعه در استان باختران، در خنثی کردن توطئه های تفرقه افکنان داخلی و خارجی، سهم بسزایی داشت.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی و شکست امریکا، این جنایت کار غارت گر آرام ننشست و برای ضربه زدن به انقلاب اسلامی، چهره های بزرگ انقلاب را یکی پس از دیگری ترور کرد. آیت اللّه اشرفی اصفهانی که یکی از یاران دیرینه ی امام و از شخصیت های شناخته شده و مورد توجه مراجع و حوزه های علمیه بود، در پیشبرد انقلاب نیز نقش بسزایی داشت. از این رو، استکبار جهانی و مزدوران داخلی آن ها و منافقان از خدا بی خبر، کینه ی او را به دل داشتند. ایشان  سرانجام پس از دو بار ترور ناکام، در مهرماه سال 1361، به آرزوی دیرینه ی خود؛ یعنی شهادت در راه خدا نایل شد و مانند مولایش، امام علی علیه السلام در محراب نماز، تاج زریّن شهادت را بر سر نهاد.

چندجمله از پیام امام خمینی(ره) به مناسبت شهادت شهید محراب

«چه سعادت مندند آنان که عمری را در خدمت به اسلام و مسلمین بگذرانند و در آخر عمر فانی به فیض عظیمی که دل باختگان به لقاءاللّه آرزو می کنند، نایل آیند. چه سعادت مند و پیروزند آنان که در نشیب و فرازها و پست و بلندی های حیات خویش به دام های شیطانی و وسوسه های نفسانی نیافتادند، آخرین حجاب بین محبوب و خود را با محاسن غرقه به خون، خرق نموده، به قرارگاه مجاهدین فی سبیل اللّه راه یافتند. چه سعادت مند و خوش بخت اند آنان که به دنیا و زخارف آن، پشت پا زدند و عمری را به زهد و تقوا گذراندند و آخرین درجات سعادت را در محراب عبادت و در اقامه ی جمعه با دست یکی از منافقین و منحرفین شقی فائض و به والاترین شهید محراب که به دست جنایت کاران اشقی الاشقیاء به ملاء اعلا شتافت، محلق شدند».

«مرحوم شهید بزرگوار حاج آقا عطاءاللّه اشرفی اصفهانی را در این مدت طولانی به صفای نفس و آرامش روح و اطمینان قلب و خالی بودن از هواهای نفسانی و ترک هوا و اطاعت امر مولا و جامعیت علم مفید و عمل صالح می شناسم».

زهد و تقوای شهید محراب، آیت اللّه اشرفی اصفهانی

شهید محراب، آیت اللّه اشرفی اصفهانی  ، در شمار عالمان وارسته ای است که پس از سال ها تلاش در تحصیل علوم اهل بیت علیهم السلام ، مجاهدت نفس، آراسته شدن به اخلاق انسانی، دوری از زخارف پست دنیا و شب زنده داری، در راه ارشاد و تبلیغ دین، گام نهاد. وی تا آخرین لحظه ی زندگی از این فریضه ی عظیم، دست برنداشت و سرانجام در محراب عبادت و با بدنی پاره پاره به دیدار معبود شتافت.

     

       

 

 

 

 

به بهانه روز جهانی استاندارد

اندازهٔ معمول هر چیز را که بر پایه قرارداد، سنت یا تصمیم سازمانی مبنا و پیمانه اندازه‌گیری درنظر گرفته شده را استاندارد می‌گویند.

معمولاً برای بسیاری از کالاها، مواد و مفاهیم یک نمونهٔ استاندارد در نظر گرفته شده‌است و بقیه مواد یا مفاهیم موجود را با نمونه استاندارد خودش سنجیده و اندازه‌گیری کمیتی یا کیفیتی می‌کنند.

برای نمونه برای درازا، جرم و دیگر واحدهای اندازه‌گیری «استانداردهای اولیه‌»ای تعیین شده که در آزمایشگاه‌های ویژه یا سازمان‌های استاندارد نگهداری می‌شود.در بیشتر کشورها سازمانی وجود دارد که برکیفیت کالاها نظارت می‌کند و به نام سازمان استاندارد معروف است.در ایران موسسه مرجع برای استانداردموسسه استاندارد وتحقیقات صنعتی ایران است.

اولین بار سازمان استاندارد در سال ۱۹۴۷ تأسیس شد

استاندارد باز

 نوعی استاندارداست که در دسترس عموم مردم است و بر رعایت حقوق مختلفی در استفاده از آن تأکید شده است. تعریف‌های گوناگونی از استاندارد باز وجود دارد که بر روش تهیه، دسترسی، بها و یا چگونگی اعمال تغییرات بر یک استاندارد تمرکز دارند. با این وجود این تعریف‌ها در نکات زیر با هم اشتراک دارند:

  • دسترسی آسان برای مطالعه و استفادهٔ همگان.
  • تولید استاندارد در فرآیندی باز که شرکت در آن برای همه آسان باشد.
  • به گروهی خاص وابستگی نداشته باشد یا توسط آن کنترل نشود.

 

جشنواره یک هفته با کانون

جشنواره یک هفته با کانون همزمان با سراسر کشور در استان گلستان برگزار شد. این جشنواره که همزمان با آغاز روز جهانی کودک وبا شعار کودک قلب توسعه هزاره سوم درمرکزفرهنگی هنری گرگان ۱ ودر غرفه های مختلف با فعالیت های مختلف آغاز به کار کرد. این جشنواره با فعالیت ویژه روخوانی کتاب بوددر غرفه های متنوع به معرفی فعالیت های کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان می پردازد.مربیان مراکز استان در غرفه های متنوع کانون به معرفی واجرای فعالیت های کانون می پردازند جشنواره یک هفته با کانون به مدت یک هفته ودر دونوبت کاری صبح وبعدالظهر پذیرای بازدید کنندگان است.

 

پیام رییس هیئت مدیره ومدیرعامل کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان کشور

امروز جمعه 16مهرماه 1389 مصادف با روز جهانی کودک ، درشهرستان گمیشان جمعی از اعضای کودک ونوجوان مرکز در مصلی نماز جمعه این شهرستان با حضور جمعی خود واقامه نماز این روز جهانی ومهم را گرامی داشتند.

سپس پیام رئیس هیئت مدیره و مدیرعامل کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان کشورجناب آقای سیدصادق رضایی به مناسبت روز جهانی کودک قرائت و به سمع مردم نماز گزار این شهرستان رسید.

متن پیام دلنشین هیئت مدیره ومدیر عامل کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان کشوربه این شرح است:

 

ادامه نوشته

خیرمقدم

کودکان نوجوانان گلستانی حضور پر از امید و نوید رییس جمهوری
 محبوب کشور را به استان گلستان گرامی می دارند.
 

معرفی یونیسف

جنگ جهاني دوم قربانيان زيادي داشت كه از جمله آنان، كودكان و زنان بودند. وضعيت فاجعه‌بار كودكان و فكر حمايت از آن‌ها و جلوگيري از تكرار چنين وضعيتي، منجر به اين شد كه مجمع عمومي در دسامبر 1946 به توصيه شوراي اقتصادي و اجتماعي، صندوق بين‌المللي سازمان ملل متحد را جهت حمايت از كودكان در اروپا و چين و كشورهايي كه درگير جنگ شده بودند تأسيس نمايد. با گذشت چند سال، در دسامبر 1950 بنا به تصميم مجمع عمومي، مأموريت صندوق به سوي ارائه كمك‌هاي لازم، براي كودكان كشورهاي در حال توسعه تغيير جهت داد. در نهايت در اكتبر 1953 مجمع عمومي برآن شد تا اين سازمان را به عنوان «ركن دائمي» نظام ملل متحد قرار دهد. در همين راستا، نام آن را به «صندوق كودكان ملل متحد» تغيير داد.

صندوق كودكان ملل متحد با توجه به مسئوليت ها و فعاليت‌هاي آن از بابت بقا، حمايت و ارتقاي جايگاه اجتماعي و آموزشي كودكان و زنان در سطح جهان، به ويژه كشورهاي كم توسعه و عقب‌مانده، در ميان اركان فرعي سازمان ملل متحد، از حيث فعاليت درحوزه توسعه انساني و پايدار جايگاه خاصي دارد.

ساختار سازماني يونيسف

يونيسف يكي از اركان دائمي سازمان ملل متحد است. لازم به يادآوري است كه سازمان ملل متحد علاوه بر شش ركن اصلي، داراي اركان فرعي متعددي است كه هريك از آن‌ها وابسته به يكي از اركان اصلي هستند. اين اركان فرعي كه عموماً شرايط لازم براي تبديل شدن به سازمان‌هاي تخصصي را دارند به دلايل سياسي كه ناشي از سياست و منافع قدرت‌هاي بزرگ است، تغيير وضعيت نيافته‌اند، علت مخالفت كشورهاي بزرگ، آزادي عمل و قدرت مستقلي خواهد بود كه اين سازمان‌ها به دست خواهند آورد و مشكلاتي كه اين آزادي مي‌تواند براي كشورهاي مذكور پديد آورد.
اركان فرعي به موجب قطع‌نامه‌هاي صادره از سوي مجمع عمومي تأسيس مي‌شوند، اين اركان تنها در صورتي ايجاد مي‌شوند كه اختيارات آن‌ها در چارچوب اختيارات صريح يا ضمني مجمع قرار گيرد. يونيسف به عنوان يك «آژانس عملياتي» از ساختاري برخوردار است كه مي‌تواند به صورت مستقل سياست‌هاي لازم را جهت اجرا تصويب نمايد. اين ساختار به دليل حضور كشورهاي كوچك و ضعيف و قدرت رأي آن‌ها، مورد رضايت كشورهاي قدرتمند نيست و مشكلاتي را در راستاي فعاليت‌هاي سازمان ايجاد مي‌كند.

يونيسف در ساختار سازماني خود داراي سه ركن است:
1) هيئت اجرايي؛ 2) دبيرخانه؛ 3) دفاتر منطقه‌اي.
هيأت اجرايي: اين ركن از نمايندگان 41 دولت عضو و با توجه به توزيع جغرافيايي و نمايندگي دولت‌هاي اصلي اهداكننده و دريافت‌كننده كمك تشكيل مي‌شود. انتخاب آن‌ها بر عهده شوراي اقتصادي و اجتماعي است و توزيع جغرافيايي اعضا تقريباً ثابت است.
دبيرخانه: يك مدير اجرايي به عنوان رييس دبيرخانه از سوي دبير كل سازمان ملل متحد و با مشورت هيئت اجرايي انتخاب مي‌شود. مدير اجرايي مسئول اداره و اجراي برنامه‌هاي هيئت اجرايي يونيسف است.

جايگاه و اهميت يونيسف
براي درك اهميت يونيسف، فقط لازم است نگاهي به وضعيت كودكان در مناطق و كشورهاي مختلف، به ويژه كشورهاي جنگ‌زده بيندازيم. فقر، گرسنگي، بي‌سوادي، جنگ و ناامني، و بيماري‌هاي مختلف از جمله ايدز، در كشورهاي فقير آفريقا، آمريكاي لاتين و ناامني شديد در كشورهاي جنگ‌زده‌اي چون، بوسني، كوزوو، افغانستان، عراق، سودان، رواندا و اخيراً لبنان، به خوبي نشان مي‌دهد كه كودكان و زنان اولين قربانيان هستند.

از جنگ جهاني دوم تاكنون، به ويژه پس از پايان يافتن جنگ سرد، ميليون‌ها كودك و زن براثر مناقشه‌هاي قومي، مذهبي و داخلي و جنگ‌هاي منطقه‌اي و بين‌المللي، دچار رنج و محنت شده‌اند. وضعيت اسف‌باري كه در روندا، سودان، افغانستان، عراق و لبنان حاكم است و در بوسني و كوزوو حاكم بوده است، شرايطي را در جامعه جهاني به وجود آورده است كه برنامه و بودجه‌هاي بين‌المللي را خواستار است. اگر حمايت‌ها و اطلاع‌رساني سازمان‌هايي مانند يونيسف نباشد شرايط بدتر هم مي‌شود، اهميت و جايگاه يونيسف و ديگر سازمان‌هاي بين‌المللي فعال در اين حوزه، علاوه بر كمك‌هاي مستقيم، بررسي وضعيت و آگاه ساختن جامعة بين‌المللي از مناطق بحراني و خطرزا براي كودكان و زنان است

كودكان به دليل آسيب‌پذيري بالا و عدم توانايي حفظ حيات خويش به تنهايي، در حوادث و جنگ‌ها اولين كساني هستند كه قرباني مي‌شوند. گذشته از اين، اگر كودكان، از شرايط آموزشي و بهداشتي مناسب دور بمانند و با وضعيت ناسالمي رشد كنند، در آينده مي‌توانند يكي از عوامل عقب‌ماندگي جوامع باشند. كودكاني كه با فقر، بي‌سوادي و سطح فرهنگي نامناسب رشد مي‌كنند، در آينده جامعه‌اي را تشكيل مي‌دهند كه پتانسيل و فاكتورهاي انساني توسعه را ندارند. امروزه، توسعه صرفاً با منابع مالي و سرمايه‌اي يا علم و تكنولوژي پيشرفته به دست نمي‌آيد، بلكه نيروي انساني تحصيل‌كرده، سالم، متوازن و سازگار با توسعه هم نياز است. پيشرفت به افراد و انسان‌هايي نياز دارد كه فرهنگ و خصيصه‌هاي فرهنگي رشديافته و مدرني داشته باشند. مطمئناً با كودكاني كه در فقر، گرسنگي و جنگ بزرگ شده‌اند نمي‌توان چنين جوامعي را ساخت

به عنوان مثال افغانستان، كشوري است كه علاوه بر فقر مالي و علمي، دچار فقر فرهنگي نيز هست، يعني اين كه بي‌سوادي و سطح پايين فرهنگي در افغانستان، جامعه‌اي را شكل داده است كه بنيادي‌ترين عامل توسعه، يعني نيروي انساني مناسب را ندارد. اين شرايط افغانستان، به دو سه دهه اخير بر مي‌گردد كه هيچ گاه شرايط خوبي براي آموزش و پرورش كودكان در افغانستان فراهم نشده است و فضاي مناسب براي توسعه و ارتقاي فرهنگي به دليل ناامني و جنگ از دست رفته است. يونيسف از طريق شبكه وسيع ميداني خود در كشورهاي در حال توسعه و عقب‌مانده، در قالب هدف‌هاي ملي توسعه، در زمينه بهداشت، تغذيه، آموزش و پرورش، محيط زيست، بهداشت محيط و آب، ارتقاي جايگاه اجتماعي و فرهنگي كودكان و زمان، رسيدگي به كودكان بي‌پناه و در معرض خطر ناامني جنسي، جلوگيري از گسترش بيماري‌هاي خاص مانند ايدز و حمايت از مبتلايان به اين گونه بيماري‌ها و آسيب‌ها و ديگر زمينه‌هاي واجد اهميت براي كودكان، برنامه‌هايي را با همكاري دولت‌ها، گروه‌هاي محلي و فعالان اجتماعي به اجرا در مي‌آورد

يونيسف سعي مي‌كند برنامه‌هاي خود را از طريق مشاركت محلي و همكاري جويانه به پيش برد و به تفاوت‌هاي فرهنگي و زمينه‌هاي اجتماعي امور اهميت دهد. تشويق و حمايت از برنامه‌هاي ملي، منطقه‌اي و محلي از جمله راهبردهايي است كه يونيسف در پيش مي‌گيرد. تأكيد فعاليت‌ها بر برنامه‌هاي كم هزينه، مبتني بر جامعه محلي است كه در آن مردم و گروه‌هاي كوچك محلي، مشاركت دارند تا از آن طريق، توانايي‌ها و مهارت‌هايي را در حوزه‌هاي بهداشت، آموزش و فرهنگ كسب نمايند

در حالي كه كمك به ايجاد امكانات ارائه خدمات مداوم به كودكان و مادران در كشورهاي كم‌توسعه، مسئوليت اصلي يونيسف را تشكيل مي‌دهد، اما اين سازمان به اقدام سريع در جهت برآوردن نيازهاي آنان در وضعيت‌هاي اضطراري نيز همت مي‌گمارد. فعاليت‌هاي يونيسف، كه با اداره امور انسان‌دوستانه، كارگزاري‌هاي ديگر سازمان ملل متحد و سازمان‌هاي غيردولتي متعهد همكاري نزديك دارد، بر تدارك مراقبت‌هاي بهداشتي، تغذيه، تأمين آب سالم و بهداشت محيط، آموزش و پرورش پايه‌اي و بازتواني رواني كودكان رنجور از آسيب‌هاي روحي معطوف است. يونيسف در مواقع اضطراري با «صندوق برنامه اضطراري» و تخصيص منابع تا رسيدن كمك‌هاي تأمين‌شده از سوي كمك‌دهندگان، اقدام مي‌كند

گستره اقدامات يونيسف

يونيسف به نوعي يك سازمان تخصصي است، يعني اين كه صرفاً در حوزة نيازهاي كودكان و مادران كه مرتبط با كودكان است فعاليت مي‌كند و سخنگو و حامي كودكان است و اجراي عهدنامه حقوق كودك (Convention on the Rights of the Child) را ترويج مي‌كند.
يونيسف در راستاي حفظ حقوق اساسي و منزلت و ارزش كودكان بدون درنظر گرفتن رنگ، جنس،
مذهب و نژاد  به وجود آمده است. كودكان به دليل عدم رشد كامل بدني و فكري، نيازمند حمايت مي‌باشند. بدين خاطر، يونيسف بر اساس حقوق كودكان كه در اعلامية ژنو 1924 آمده، اعلاميه‌ جهاني حقوق بشر، كنوانسيون حقوق كودك (1989) و منشور سازماني خود، از همه سازمان‌ها و نهادهاي فعال در سطح جهان و مقامات ملي و محلي كمك مي‌گيرد تا از تضيع حق كودكان جلوگيري نمايد.
حوزة بعدي يونيسف به پرورش كودكان بر مي‌گردد: اين كه آن‌ها نيازمند محبت، سرپرستي والدين و فضاي خانواده سالم و امنيت اجتماعي هستند تا اين كه بتوانند در شرايط فرهنگي و اجتماعي مناسب پرورش يابند و انسان‌هاي مفيد و مؤثر باشند، اين كه كودكان با نهاد خانواده مي‌توانند پرورش بهتري بيابند، يكي از شعارهاي يونيسف است. البته يونيسف در اين مورد با فرهنگ‌هاي مختلف رو به رو است و سعي مي‌كند در فرآيندي كلي، برنامه‌هاي تشويقي و آگاه‌سازي جهاني را در باب اهميت نهاد خانواده در پرورش كودكان سالم پيش ببرد.

سازمان ملل متحد، سواد را آشنايي با اينترنت و حداقل يك زبان خارجي دانسته است. اگر كسي اين توانايي را نداشته باشد بي‌سواد است. فلذا يونيسف در مورد وضعيت آموزشي كودكان، به ويژه در كشورهاي فقير و جنگ‌زده، آمارهايي را ارائه مي‌دهد، اين كه جنگ، فقر و ناامني باعث مي‌گردد كودكان از تحصيل و آموزش دور بمانند. بررسي سطح سواد در كشورهاي مختلف در ميان كودكان كه بايد حداقل مدارج ابتدايي را طي كنند يكي از فعاليت‌هاي يونيسف است و همكاري با سازمان‌هاي ديگر از جمله يونسكو و سازمان‌هاي ملي و محلي در اين مورد از ديگر فعاليت‌هاي يونيسف است.
يكي ديگر از حوزه‌هاي فعاليت يونيسف بررسي وضعيت كودكان از حيث ظلم، تجاوز، شقاوت و مبادله است.
 

هر سال تعداد زيادي از كودكان در معرض خطرهاي مذكور قرار مي‌گيرند و مورد سوءاستفاده‌هاي جنسي، خريد و فروش و اذيت و آزار قرار مي‌گيرند. آسيب‌پذيري كودكان در اين موارد بسيار بالا است. سوءاستفاده جنسي و خريد و فروش كودكان به ويژه در اروپا و آمريكا افزايش يافته است، كودكان كشورهاي فقير دزديده يا خريده شده و براي سوءاستفاده جنسي يا خريد و فروش اعضاي بدن آن‌ها به كشورهاي ثروتمند منتقل مي‌شوند. اين مسئله ناشي از تنزل فرهنگي در جوامع و گسترش بي‌مسئوليتي در خانواده‌ها است. خطراتي كه كودكان قربانيان اصلي آن هستند. يونيسف گرچه در اين راستا نمي‌تواند كاري اساسي انجام دهد، اما هشدارها و آمارهايي ارائه مي‌دهد كه خطرات را گوشزد مي‌كند و دولت‌ها و نهادهاي بين‌المللي را به مبارزه با اين گونه آسيب‌ها فرا مي‌خواند و به نوعي به عنوان سخنگوي كودكان در معرض خطر عمل مي‌كند.

يونيسف اولويت‌هاي خود را براي كودكان را مطابق با آسيب‌پذيري آن‌ها تعيين مي‌كند. از اين رو، تقريباً تمام منابع آن در فقير‌ترين كشورهاي در حال توسعه هزينه مي‌شود و بيش‌ترين سهم به كودكان واقع در سال‌هاي قرين خطر ابتداي زندگي، يعني تا پنج سالگي، تعلق مي‌گيرد. هر سال نزديك به 14 ميليون كودك واقع در اين رده سني، به ويژه آسيب‌پذير بر اثر بيماري‌هاي عفوني و سوء تغذيه و شرايط غيربهداشتي از بين مي‌روند و ميليون‌ها كودك ديگر نيز به دليل فقر شديد، بيماري و فقدان آموزش و پرورش مناسب از رشد باز مي‌مانند.
يونيسف، با همكاري سازمان بهداشت جهاني، از برنامه ايمن‌سازي گسترش يافته‌اي كه هر سال به تخمين از
مرگ بيش از 3 ميليون كودك و رنج غيرقابل وصف ناشي از ابتلاي به شش بيماري سرخك، فلج‌اطفال، سل، ديفتري، سياه سرفه و كزاز جلوگيري مي‌كند، پشتيباني به عمل مي‌آورد.

هر سال حدود يك ميليون كودك در سطح جهان با ويروس ايدز متولد مي‌شوند. يونيسف برنامه‌هاي آموزش ايدز را مورد پشتيباني قرار مي‌دهد و به خانواده‌ها و جوامعي كه با اين بيماري دست به گريبانند، كمك مي‌كند تا با آن مقابله كنند.
يونيسف برنامه‌هايي خاص در حمايت از مادران نيز دارد از جمله اين كه مسئولان و كاركنان مراقبت‌هاي بهداشت در كشورهاي درحال توسعه را به نحوي آموزش مي‌‌دهد كه آن‌ها درجهت تشويق مادران به اتخاذ نخستين، بهترين، ارزان‌ترين و طبيعي‌ترين روش در پرورش و حفاظت كودكان خود عمل كنند، يونيسف همچنين حمايت از تغذيه با شير مادر را در مراكز بهداشتي جوامع محلي و بيمارستان‌ها هدف قرار داده است

يونيسف در سطح سياسي نيز فعال است و سعي مي‌كند با تشكيل كنفرانس‌هاي بين‌المللي، نيازهاي كودكان را در صدر دستور كار سياسي دنيا قرار دهد. يونيسف كشورها را تشويق مي‌كند و آن‌ها را ياري مي‌دهد تا برنامه‌هاي مرتبط با كودكان را در سطح ملي اجرا نمايند. اين سازمان همچنين از دولت‌ كشورهاي در حال توسعه مي‌خواهد كه بودجه خدمات اجتماعي پايه‌اي خود را افزايش دهند و خود نيز كمك‌هاي برابري را با بودجه ملي تخصيص مي‌دهد. هدف يونيسف حل ريشه‌اي محروميت‌ها و ارتقاي جايگاه كودكان در برنامه‌هاي سياسي،‌ اقتصادي و اجتماعي ملي است.

يونيسف به عنوان يكي از اركان‌ فرعي مجمع عمومي سازمان ملل متحد يك نهاد بين‌المللي است كه كودكان را تحت حمايت قرار مي‌دهد و به همين دليل با اكثر كشورهاي جهان همكاري دارد. اين سازمان به دليل ساختار سازماني خود، كم‌تر به قدرت‌هاي بزرگ وابسته است. همين ماهيت تقريباً مستقل يونيسف باعث گرديده است اعتبار مناسبي در سطح جهان بيابد. يونيسف به دليل اين كه بيش‌تر منابع‌ مالي خود را از كمك‌هاي داوطلبانه دريافت مي‌كند داراي محدوديت‌هايي نيز هست.

  

    

روزجهانی کودک

روز جهانی کودک است.
یادمان ِ همه کودکان کار، کودکان جنگ، کودکان طلاق، کودکان نابرابری نژادی، کودکان فقر، کودکان گرسنگی و...
یادمانِ کودکان سردشت، خرمشهر، اهواز، غزه، قانا...
یادمان آنهایی که ناخواسته به دنیای خشن و نابرابر آدم های «بالغ» و «کامل» وارد شدند.
یادمان همه آن کودکانی که هر 6 ثانیه یکی از آنها بر اثر گرسنگی می میرند.

کاش در هیچ کجای جهان جنگ نباشد

کاش هیچ کودکی گرسنه نباشد

کاش هیچ کودکی مجبوز نباشد کار کند

کاش هیچ کس کودکی اش را فراموش نکند
              
کاش....کاش...کاش...

حقوق کودکان جهان(به بهانه روزجهانی کودک)

 

 

 

تبریک

 

۱۶مهرماه روزجهانی کودک گرامی باد

شعار روز جهانی کودک سال 89 :

 
 
 
کودکان در قلب اهداف توسعه هزاره سوم

روز همبستگی وهمدردی با فلسطین

فردا جمعه ۹مهرماه روز همبستگی و همدردی با کودکان ونوجوانان

مظلوم ومعصوم فلسطین است

ازدور دلم را ، جانم را برای تو هدیه می فرستم دوست فلسطینی ام

دروازه بان تیم ملی فوتبال اسپانیا اعلام کرد که در همبستگی با مردم محاصره شده نوار غزه در مراسم جشن قهرمانی تیم ملی فوتبال کشورش در جام جهانی که قرار است در میدان اصلی مادرید پایتخت اسپانیا برگزار شود، مشارکت نخواهد کردایکرکاسیاس گفت تازمانی که اسراییل دست از محاصره غزه برندارد درمراسم جشن قهرمانی شرکت نخواهد کرد. او تاکید کردمحال است مردم دراین مراسم مشارکت کنند وخنده وشادی کنند درحالی که نوارغزه درفلسطین همچنان درمحاصره شدیدوظالمانه صهیونیستها  قراردارد.

 

 

نصرُ مِن الله وَفتح قریب

گرامیداشت

 ۸مهر سالروز بزرگداشت عارف وشاعربزرگ وجهانی کشور

عزیزمان جلال الدین محمدملقب به مولوی گرامی باد.

به مناسبت روز بزرگداشت مولوی

نامش محمد و لقبش جلالدین است. از عنوان های او خداوندگار و مولانا در زمان حیاتش رواج داشته و مولوی در قرن های بعد در مورد او به کار رفته است در ششم ربیع الاول سال ۶۰۴ هجری قمری در شهر بلخ متولد شد. نیاکانش همه از مردم خراسان بودند. خود او نیز با اینکه عمرش در قونیه گذشت، همواره از خراسان یاد می کرد و خراسانیان آن سامان را همشهری می خواند. پدرش ، بهاالدین ولدبن ولد نیز محمد نام داشته و سلطان العلما خوانده می شده است. وی در بلخ می زیسته و بی مال و مکنتی هم نبوده است . در میان مردم بلخ به ولد مشهور بوده است. بها ولد مردی خوش سخن بوده و مجلس می گفته و مردم بلخ به وی ارادت بسیار داشته اند .

دوران کودکی در سایه پدر:

بها ولد بین سالهای ۶۱۶_۶۱۸ هجری قمری به قصد زیارت خانه خدا از بلخ بیرون آمد . بر سر راه در نیشابور با فرزند سیزده چهارده ساله اش ، جلال الدین محمد به دیدار عارف و شاعر نسوخته جان ، شیخ فریدین عطار شتافت . جلال الدین محمد، بنا به روایاتی در هجده سالگی ، در شهر لارنده ، به فرمان پدرش با گوهر خاتون ، دختر خواجه لالای سمرقندی ازدواج کرد.

دوران جوانی:

پدرش به سال ۶۲۸ در گذشت و جوان بیست و چهار ساله به خواهش مریدان یا بنا به وصیت پدر ، دنباله کار او را گرفت و به وعظ و ارشاد پرداخت. دیری نگذشت که سید برهان الدین محقق ترمذی به سال ۶۲۹ ه.ق به روم آمد و جلال الدین از تعالیم و ارشاد او برخوردار شد به تشویق همین برهان الدین یا خود به انگیزه درونی بود که برای تکمیل معلومات از قونیه به حلب رهسپار شد. اقامت او در حلب و دمشق روی هم از هفت سال نگذشت. پس از آن به قونیه باز گشت و به اشارت سید برهان الدین به ریاضت پرداخت.

پس از مرگ برهان الدین ، نزدیک 5 سال به تدریس علوم دینی پرداخت و چنانچه نوشته اند تا ۴۰۰ شاگرد به حلقه درس او فراهم می آمدند

آغاز شیدایی:

تولد دیگر او در لحظه ای بود که با شمس تبریزی آشنا شد. مولانا درباره اش فرموده:" شمس تبریز ، تو را عشق شناسد نه خرد." اما پرتو این خورشید در مولانا ما را از روایات مجعول تذکره نویسان و مریدان قصه باره بی نیاز می سازد. اگر تولد دوباره مولانا مرهون برخورد با شمس است ، جاودانگی نام شمس نیز حاصل ملاقات او با مولاناست. هر چند شمس از زمره وارستگانی بود که می گوید : گو نماند زمن این نام ، چه خواهد بودن؟

آنچه مسلم است شمس در بیست و هفتم جمادی الاخره سال ۶۴۲ ه.ق از قونیه بار سفر بسته و بدین سان ،در این بار ،حداکثر شانزده ماه با مولانا دمخوربوده است علت رفتن شمس از قونیه روشن نیست . این قدر هست که مردم جادوگر و ساحرش می دانستند و مریدان بر او تشنیع می زدند و اهل زمانه ملامتش می کردند و بدینگونه جانش در خطر بوده است باری آن غریب جهان معنی به دمشق پناه برد و مولانا را به درد فراق گرفتار ساخت .در شعر مولانا طوماری است به درازای ابد که نقش "تومرو"در آن  تکرار شده است گويا تنها پس از یک ماه مولانا خبر یافت که شمس در دمشق است و نامه ها و پیامهای بسیاری برایش فرستاد . مریدان و یاران از ملال خاطر مولانا ناراحت بودند و از رفتاری که نسبت به شمس داشتند پشیمان و عذر خواه گشتند . پس مولانا فرزند خود،سلطان ولد،را به جستجوی شمس به دمشق فرستاد . شمس پس از حدود پانزده ماه که در آنجا بود پذیرفت و روانه قونیه شد .اما این بار نیز با جهل و تعصب عوام روبرو شد و ناگزیر به سال ۶۴۵ از قونیه غایب گردید و دانسته نبود که به کجا رفت .

مولانا پس از جستجوی بسیار،سر به شیدایی بر آورد.انبوهی از شعرهای دیوان در حقیقت گزارش همین روزها و لحظات شیدایی است.

صلاح الدین زرکوب:
پس از غیبت شمس تبریزی ، شورمایه جان مولانا دیدار صلاح الدین زرکوب بوده است. وی مردی بود عامی ، ساده دل و پاکجان که قفل را "قلف" و مبتلا را " مفتلا" می گفت. توجه مولانا به او چندان بود که آتش حسد را در دل بسیاری از پیرامونیان مولانا بر افروخت . بیش از۷۰غزل از غزل های مولانا به نام صلاح الدین زیور گرفته و این از درجه دلبستگی مولانا به وی خبر می دهد . این شیفتگی ده سال یعنی تا پایان عمر صلاح الدین دوام یافت.

حسام الدین چلپی:

روح ناآرام مولاما همچنان در جستجوی مضراب تازه ای بود و آن با جاذبه حسام الدین به حاصل آمد. حسام الدین از خاندانی اهل فتوت بود. وی در حیات صلاح الدین از ارادتمندان مولانا شد . پس از مرگ صلاح الدین سرود مایه جان مولانا و انگیزه پیدایش اثر عظیم او، مثنوی معنوی ، یکی از بزرگ ترین آثار ذوقی و اندیشه بشری ، را حاصل لحظه هایی از همین هم صحبتی می توان شمرد .

پایان زندگی:

روز یکشنبه پنجم جمادی الآخره سال ۶۷۲ ه.ق هنگام غروب آفتاب ، مولانا بدرود زندگی گفت. مرگش بر اثر بیماری ناگهانی بود که طبیبان از علاجش درمانده بودند. خردو کلان مردم قونیه در تشییع جنازه او حاضر بودند. مسیحیان ویهودیان نیز در سوگ او زاری و شیون داشتند مولانا در مقبره خانوادگی خفته است و جمع بسیاری از افراد خاندانش از جمله پدرش در آنجا مدفون اند.

 رو سر بنه به بالین ، تنها مرا رها کن

ترک من خراب شبگرد مبتلا کن

ماییم و موج سودا، شب تا به روز تنها

خواهی بیا ببخشا ، خواهی برو جفا کن

از من گریز تا تو ، هم در بلا نیفتی

بگزین ره سلامت، ترک ره بلا کن

 ماییم و آب دیده ، در کنج غم خزیده

بر آب دیده ما صد جای آسیا کن

 خیره کشی است مارا ، دارد دلی چو خارا

بکشد ، کسش نگوید :" تدبیر خونبها کن"

 بر شاه خوبرویان واجب وفا نباشد

ای زرد روی عاشق ، تو صبر کن، وفا کن

دردی است غیر مردن ، آن را دوا نباشد

پس من چگونه گویم کاین درد را دوا کن؟

در خواب ، دوش، پیری در کوی عشق دیدم

با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن

گر اژدهاست بر ره ، عشق است چون زمرد

از برق این زمرد ، هین ، دفع اژدها کن