اهمیت قصه وقصه گویی

شمار روزافزوني از روان درمانگران از قصه و داستان براي کمک به حل مشکلات مردم استفاده مي کنند. "کارل يونگ" در کتاب انسان و سمبل هايش مي نويسد که: ما اگرچه ممکن است پس زمينه هاي فرهنگي و مذهبي متفاوتي داشته باشيم اما همه در ضمير خودآگاه مشترکي سهيم هستيم. او معتقد بود که انسان ها از سمبل هاي يکسان يا مشابهي استفاده مي کنند که نماينده هر دو جنبه والا و پست حيات رواني هستند. برونوبتلهايم، مشهورترين روانشناس در اين زمينه است که از داستان به عنوان روش درماني کودکان استفاده مي کرد. او مربي و درمانگر کودکان، روان پريش بود. به عقيده بتلهايم، مشکل ترين کار در آموزش کودکان مساعدت به آنان در درک معناي زندگي است تا به بلوغ رواني دست يابند. او در کتاب " برجسته اش کاربردهاي افسونگري " مي نويسد:صرف نظر از نقش حياتي و مهم سرپرستان کودکان، ميراث فرهنگي که به شکل افسانه ها است به زندگي آنها معنا مي بخشد. وي معتقد است که وقتي بچه ها را در برابر ادبيات قرار مي دهيم، قصه ها بيشترين جاذبه را براي آنها دارند. او چنين توضيح مي دهد: ...

ادامه نوشته

اي معلم

 

Image Hosted by Free picture image hosting at Free-Picture-Host.com

الفبا به دستم دادي تا ديو ناداني را در جمرات سياهي و تباهي سنگ زنم وبراي عبور از گذر گاه پيچ در پيچ ترديد، تا رسيدن به سعادتگاه يقين، ريسماني از جنس كلام آويختي تا به اعتمادِ تمام، آن را چنگ زنم. احرام انديشه بر تنم پوشاندي تا در تكرار صفا و مروه ي زندگي به روزمرگي نرسم و در حريم فكر و معنا، تاريكْ راه هاي مقصد ابديت را به پاكي هر چه تمام تر، در نوردم و از چشمه سار كلام و كلمه سيرابم كردي تا از مسيرآسمانيِ نور و روشني برنگردم.

چه آرام بر منبر سخن تكيه مي زني تا شهابِ ثاقبِ قلم را به سمت اهريمن سكون وپستي و رخوت نشانه كني. و جواهر كلامت را بر سطحي از تاريكي پاشاندي تا معرفت بگستراني رنگ، رنگ. و بهار هديه كني، بي درنگ.

اي معلم تو نورعلم ويقين را بر ذهن ها تاباندي تا طفل پاك آدميت را از اين قنداقه عَفَن رهايي بخشي و ما را كه در امتداد شب ناداني در حركت بوديم، تا رسيدن به صبح اميد و روشني هدايت كني.

صبح عافيت را به چشم نمي ديديم اگر دست گيري تو در شام سياه بي دانشي همراهي مان نمي كرد. تو بهار مكرري كه با حضور حيات بخش خويش زمستان ناداني را پايان مي دهي. به سخن كه مي ايستي پنجره اي از اميد به رويم مي گشايي و آن دم كه در ميهماني آيينه ها شركتم دادي، مكارم اخلاق را تعارفم كردي. تو در تكرار الفباي زندگي آنقدر اصرار ورزيدي كه قامت شب فرو شكست و آبِ حيات در كوير انديشه هاي مخاطبان به فوران ايستاد.

دستم را گرفتي، پرهيزم داشتي از مشق سياه ناتواني و ناكامي و مشقِ ادب آموختي و چه با حوصله ومدارا و متانت، از كوچه هاي سرد جهالت عبورم دادي.

اي صبح روشن دانايي!

اي معلم
هر روز صبح در كنار تخته سياه كه مي ايستي و انگشت اشارتت به سمت خورشيد نشانه مي رود و مي گويي:
«فرزندم! دو راه در پيش داري راهي سپيد، راهي سياه، و من آمده ام تا ياريت كنم كه به سمت پرتگاه تاريكي نلغزي.»

از خود مي پرسم چه كسي جز تو كوله بار عمرم را اينگونه از نورهدايت لبريز مي كند؟ به اشاره هاي حكيمانه توست كه مرز بين «خَلَق الانسان من طين» كه سمبل نيمه شيطاني و سفلي صفتي و حضيض بودن انسان است را با «و نفخت فيه من روحي» كه گواه خدايي بودن و عزيز بودن انسان است را شناختم. بين حضيضي و عزيزي، بين طين و روح خدا كه سرگردان بودم راه خدا را نشانم دادي.

نام تو همواره در كنار بزرگي سترگي جلوه مي كند و من در زلال طرواتْ افشان سخنت مي نشينم تا راهزنان راه حقيقت را در حريم «حيات فاضله » باز شناسم.

كلام مطهر را در كلاس تطهيرِ دل و جان تعليمم دادي و من تا روزهاي باقي حيات، چراغي در دست دارم كه روشني اش ريشه در همان تعليم مطهر دارد. تعليم دادن و ادب آموختن و دانايي گستردن، به سادگي بر زبان مي آيد اما باور سترگي و استواري و بزرگي كار معلم بر عمق دل و جان متعلم، ريشه دوانده است.

نقاش نقشهاي نكو!
قلم دردست مي گيري وبر لوح دلم نقش ها مي زني از بهترين ياد ها و نام ها. نقشي از آب ، نقشي از گل محمدي، از پدر، از مادر، ازآبي آسمان و نقشي ماندگار از خدا.

با قلمداني خالي از دانايي به مكتبت مي آيم و با توشه هاي فراواني از قلم و علم و ادب و سوال و جواب و دانستن، بدرقه ام مي كني. مهربان تر از تو ،دايه اي ديده اي اين گونه با سخاوت و سخن شناس و دل آگاه؟

اينجاست كه معني اين كلام مشهور را بهتر مي فهمم كه:
«اگر به جاي اسلحه، با معلم به جنگ دنيا مي رفتيم، همه دشمنان نابود مي شدند.»

رساترين فرياد، فرياد توست كه بر بام جان ها آواز مي دهي و كام پروانه ها سرشار مي شود از حقيقت و جام درختان سيراب از طراوت، و جان متعلمان، لبريز از تازگي بازي و عاطفه و كتاب. زمزمه تو مقدس ترين ترانه است در گوش پيچك هاي عاشق تا گرم و سبز و سيراب، از منبر صنوبر هاي استوار بالا روند تا جايي كه با دستان خويش يك تكه آفتاب بردارند و براي هميشه نور در كوله بار نهند. و من تو را مي بينم كه با وسواس و دغدغه تمام اين عبورِ سرشار را مي پايي.

وقتي كشتي عمر انساني از مسير مدرسه عبور مي كند دستان تو لبريز از فانوس مي شوند و از امواج سهمگين ايام، عبورش مي دهي و چون نسيمي كه كشتي را به سمت ساحل سعادت و خجستگي هدايت مي كند بر بلنداي كلمه مي ايستي و «ديدارآشنا» را مژده اش مي دهي.

چه مي گويم؟

در عظمت ياد تو چه يادكردني عزيزتر و آسماني تر از اين درّ گرانقدر كه از منبع فيض كلام، پيامبر مهر و رحمت و ارشاد، خلاصه دل و جان عالم، مقصد آفرينش و مقصود گيتي گردون، اول انبيا در رتبت و آخر ايشان در رسالت، محمد مصطفي
(ص) فرو تراويده كه: «اِنّي بُعثتُ مُعلِّماً»


شمعی است گذازنده سراپای معلم

عشقی است پراکنده به رگ های معلم

در راه هنر سوزد و اندر ره دانش

قلب و تن و جان و همه اجرای معلم

در ظلمت گمراهی و در تیرگی جهل

نوری است فروزان،دل بینای معلم

فارابی و سقراط و فلاطون و ارسطو

کردند به بد کسوت زیبای معلم

کی بود نشانی ز تدقی و تمدن

هر گاه نبد، فکر توانای معلم

 

نگاهي به زندگي پيامبر اكرم(ص) والگوي مصرف

به مناسبت هفته ي وحدت مركز فرهنگي هنري گميشان مسابقه ي مقاله نويسي برگزار مي كند . نوجوانان علاقمند به شركت در مسابقه مي توانند ، مقالات خود را به اين مركز تحويل دهند . يا از طريق وبلاگ مركز با ما در تماس باشند.

 شرايط شركت در مسابقه :

گروه سني :«د» و «ه» (حداكثرسن16سال)

مهلت ارسال مقاله :13/12/88

براي دريافت اطلاعات بيشتر مي توانيد به اين آدرس مراجعه نماييد.

آدرس :گميشان ، خيابان امام خميني ، پارك كودك ، مركز فرهنگي هنري گميشان  تلفن تماس 01734620799

 

آدرس وبلاگ : http://kp-gomishan.blogfa.com

ماه رمضان در ميان  قوم من

با حلول ماه پرخير وبركت  رمضان تركمنها نيز همانند ديگر مسلمانان با شور و شوق بسيار به استقبال

اين ماه عزيز مي روند.آنها سحر از خواب بيدار مي شوند و ازهمسايه هاي خود نيز كه مبادا خواب

بمانندغافل نمي شوند.سحري را در كناراعضاي خانواده  خورده و پس از نماز صبح به روزه داري مي

پردازند.هنگام افطار خانواده ها به فراخور توان مالي و به نوبت ضيافتي را براي اهل مسجد برعهده گرفته

 تا در صواب نمازگزارن روزه داراهل مسجد سهيم باشند.پس ازافطاروهنگام نماز عشاء با صداي اذان،

مردم هرمحله ازكوچك وبزرگ وپير وجوان به سمت مساجدحركت ميكنندتانمازعشا وتراويح را

برگزارنمايند.علاوه بر9ركعت نماز عشا،بيست ركعت نماز تراويح(تراواه)به آن مي افزايند.در فاصله هر4ركعت

 از اين بيست ركعت دعاي"سبحان الملكوت سبحان ذي العزه والمعظمه والقدره..."راتا آخر مي

خوانند.تركمنها شب 27 ماه رمضان را شب قدر"قدرگيجه" مي دانندواعتقاد دارند كه اين شب شب نازل

شدن اولين آيه برحضرت محمد(ص) است وآن شب را تا سحربه شب نشيني و دعا خواني وشيريني

خوري مي گذرانند.خانواده ها فطريه سرانه (باش پطره)خود را در خلال ماه رمضان مي پردازند.وقتي پانزده

 روزاز ماه رمضان گذشت مراسمي دارندبه نام "يا رمضان"كه بعد از افطارتاهنگام نماز تراويح و عشاء مردم

هرمحله در گروههايي به در خانه ها مي روندو اشعاري آييني و مذهبي را مي خوانندكه خواندن آبرعهده

ملا ي محل مي باشدتابه اين وسيله قوت قلبي به روزه داران بدهند.اعضاي هر خانه هم با شيريني يا

مقداري پول آنها را بدرقه و به جمع آنها مي پيوندد.

همچنين معتقدنددرشب قدر"خضرالياس" يا دوتن از فرشتگان در گردش هستندوبه هركسي برخورد كنداو

 را خوشبخت خواهد كردو معتقدند براي شناختن اونشانه هايي وجود داردهمچنين معتقدند در اين شب

 تمام آبهاي شور دنيا شيرين خواهد شد.(اين مسئله براثر وجود آب شورچاههاوخواستار آب شيرين بودن

 درآن زمان بود.)

يك ماه رمضان را با صدها خاطره به پايان مي رسانندو شب آخر ماه رمضان مردم در سفره افطاربا چشم

 هاي آشك آلود به نشانه پايان اين ماه پر خير وبركت دعاي "الوداع يا شهر رمضان ... " را مي خوانند و در

 آخرين شب هاي نماز تراويح پيش نماز مسجد نيز در كنارنمازگزاران آن را مي خوانند.

                               وبعد از ماه مبارك رمضان عيد فطرمي رسد

 

                                                                  مریم نوبری

اصلاح الگوي مصرف

 

"مصرف"واژه عربی صرف به معنایی گردیدن و تغییر دادن گرفته است. اين واژه ارتباطی تنگاتنگ با مفهوم فارسی آن دارد. در

کاربردهای فارسی وقتی از مصرف سخن به میان می آید، مراد از آن بهره گیری و استفاده از چیزی در راستای برآورد یک و یا

چند نیاز ذاتی است. انسان در زندگی روزانه خویش،نیازمند چیزهایی است که موجبات داوم و بقا و یا رشد و بالندگی فراهم

آورد. این مجموعه نیازهای بشری بسیار متعدد و متنوع است ولی می توان گفت که عمده ترین آن ها شامل امور و چیزهایی

 می شود که تغذیه ، آسایش و آرامش، بنیاد و اساس آن را شکل می بخشد.

خداوند در آیات بسیاری از قرآن تبیین می کند که همه چیزهایی که در آسمان و زمین و به عبارت دیگر در دنیا ایجاد و فراهم

آمده است به شکلی ومتربط به پاسخ گویی به نیازهای بشری به عنوان اشرف مخلوقات بوده است. از این روست که از بشر

می خواهد که با بهره گیری درست از آن ها وتوجه یابی از طریق آنها به سوی خداوند، شكرگزار نعمت های الهی باشند.

از این روست که هر گونه استفاده و بهره گیری از امکانات و ثروت های مادی زمین و آسمان ، نه تنها برای انسان مباح و مجاز

می باشد بلکه اصولا همه آن ها برای انسان است. بنابراین انسان تنها با مصرف و استفاده از آن ها می تواند به کمال لایق و

شایسته انسانی خویش دست یابد.

تاکید  خداوند بر این که همه هستیدراختيار انسان و تحت تدبیر و اراده اوست، يعني همه چیز هستی ، نه تنها قابلیت تصرف

 و  مصرفی شدن برای انسان را دارا می باشد بلکه می بایست انسان، همه آن ها را تصرف و مصرف کرده تا در مسیر کمالی

 خویش قرار گیرد.

هر چند که یکی از ماموریت ها و مسئولیت های بشر از نظر قرآن آبادانی زمین به عنوان خلیفه الهی دانسته شده است ولی

اگر به این مسئولیت و وظیفه به دقت توجه شود به روشنی دانسته می شود که این هدف نیز در راستای بهره گیری کاملی

هر چیزی در مسیر شدن کمالی انسان است.

به این معنا که بشر برای بهره گیری و استفاده درست از امکانات زمینی نیازمند آن است که زمین را آباد ساخته و هر چیزی را

از قوه به فعلیت در آورده تا در مسیر رشد و برآورد نیاز خویش از آن به درستی بهره گیرد.

آیاتی قرآن با واژگان واصطلاحات چندی خواهان مصرف درست و بهینه انسان از زمین می باشند. از این روست که بر اموری

چون رو آوری به شکر نعمت و دوری از اتراف و اسراف و مانند آن تاکید می ورزد تا به انسان بیاموزد که مصرف درست و

مناسب هر چیزی مطلوب و محبوب خداوند است. هنگامی که ایات الهی پس از ذکر هر نعمتی از مردمان می خواهد تا شاکر

 آن باشند به معنای آن است که از ایشان می خواهد که به درستی از آن ها استفاده کنند و به جا مصرف نمایند تا موجبات

رشد و بالندگی بشر را فراهم اورد نه آن که انسان با مصرف نادرست و نامناسب ان ها، خود را از کمال دور سازند و از مقام

انسانیت ساقط  نمایند.

اصلاح در حوزه رفتار مصرف

این گونه است که آیات قرآنی  سرشار از آموزه هایی است که از انسان می خواهد تا شناختی کامل نسبت به امور و چیزهای

 دنیا پیدا کرده و راه درست و مناسب استفاده از آن ها را بیاموزد. از این رو می توان گفت که مجموعه ای از آموزه های

دستوری دین و قرآن به ویژه بخش حلال و حرام آن که از آن به شریعت یاد می شود در حقیقت همان تبیین و معرفی درست

مصرف است. به این معنا که به انسان می آموزد که چگونه از چیزهایی دنیا استفاده کرده و آن رادر مسیر بهره مندی خویش

به کار گیرند.

در برخی از آیات و  آموزه های ديني اسلام از اموری بازداشته شده است؛ زیرا بهره مندی و مصرف هر یک از آن ها و استفاده

 نادرست استفاده از آن امور و چیزها ، می تواند آدمی را از کمال دور سازد.

اسوه های اصلاح و تغییر

الگو و اسوه، به چیزی گفته می شود که می تواند آدمی را در مسیر کمالی خویش یاری رساند و قابلیت عمل را به شیوه

ملموس و محسوس بنمایاند.

انسان ها در طول مدتی به امری عادت می کنند و این در حالی است که جامعه و انسان ها و نیز نیازهای آنان تغییر می یابد.

بنابراین تغییر دایم شرایط و مقتضیات ، مقتضی تغییر دایم و اصلاح وضعیت است. این گونه است که اصلاحات دایمی و تغییر

در امور متناسب با تغییر شرایط و مقتضیات ، امری ضروری و بایسته است و گریزی از آن نیست.

قرآن در حوزه مسایل اقتصادی ، برخی از امور را به عنوان الگوهای ثابت بیان داشته است؛ چنان که در این حوزه به دو تن از

پیامبران که در این حوزه فعالیت داشته اند به عنوان الگوهای عینی و ملموس تاریخی اشاره می کند. حضرت شعیب (ع) و

حضرت یوسف (ع) بیش ترین مباحث در حوزه مسایل اقتصادی رامطرح می سازند و حتی حضرت یوسف (ع) در عمل نشان

می دهد که چگونه می بایست از تولید تا توزیع تا مصرف ، الگوهای بهینه و مناسبی داشت تا جامعه بتواند افزون از گذر از

گذرگاه های بحران ها ، به شکوفایی دست یابد و فرصت تمدن سازی برای جامعه ای فراهم آید.

تاثیر مترفان در تباهی جامعه

مسرفان و مترفان مردمانی هستند که با زیادروی در مصرف و خروج از حد اعتدال و عدم میانه روی در مصرف موجبات تباهی

نعمت و عدم بهره گیری از آن را فراهم می آورند و شرایط مناسب کمال یابی عده ای را از میان بر می دارند.

خداوند در آیاتی چند بیان می کند که هر گونه اسراف و اترافی زیانبار برای فرد وجامعه است و آدمی را کمال دور می سازد. از

 آن جایی که دوری از کمال به معنای دوری از خداوند است ، آیات قرآنی تبیین می کند خداوند مسرفان و مترفان را دوست

نمی دارد؛ زیرا کسی که از خداوند دوری می کند نمی تواند محبوب خداوند باشد.

مترفان به سبب این که نسبت به نعمت های الهی واکنش مثبتی نشان نمی دهند فرصت بسیاری را از جامعه و مردم دیگر

سلب می کنند و تباهی جامعه را سبب می شوند.

این گونه است که از نظر قرآن شیوه مصرف می تواند موجبات تباهی فرد وجامعه را فراهم آورد. بنابراین تصحیح و اصلاح

جامعه در گرو اصلاح الگوی مصرف است. امری که در این عنوان مورد تاکید قرار گرفته است.

شکوفایی تمدنی و بقای آن در گرو اصلاح الگوی مصرف است که بر اساس اعتدال و میانه در مصرف و اقتصاد درست می

باشد. اگر بخواهیم تمدنی داشته باشیم که در مسیر کمال و شکوفایی باشد می بایست نخست به اصلاح و  تصحیح الگوی

های مصرف آن اقدام کنیم.

 اصلاحات در حد توان

حضرت شعیب (ع) در برابر انتقادهایی که نسبت به الگوهای مصرف جامعه خود داشت در برابر انتقادهایی گروه ها و افراد

رقیب می فرماید که وی در حد توان می کوشد تا اصلاحات را به سرانجام رساند.

در حقیقت اصلاحات در حد توان و استطاعت وظیفه و ماموریت همگی است  و کسی نمی بایست از زیر بار این مسئولیت تن

خالی کند و مدعی شود که با یک گل بهار نمی شود، زیرا هر یک وظیفه دارد مسئولیت خویش را انجام دهد و موظف به نتیجه

نیست هر چند که با گام هایی که یکایک برداشته می شود انسان به مقصد ومقصود می رسد.

                                                     

                                                                        منبع : اخبارنيور

كشور ما حدود 1% از جمعيت جهان را دارد و در حدود 2% از انرژي جهان را مصرف مي كند استفاده از

برق و گاز و سوخت مايع (براي گرمايش و سرمايش ) از مدتها پيش براي ما به صورت امري عادي در آمده

 و امروز هيچ منزلي نمي تواند بدون استفاده از تجهيزات گرمايشي و سرمايشي ،سكونت پذير

 باشد .سالهاست كه بهاي انواع انرژي افزايش ناچيزي داشته و انرژي با شرايط مناسبي در دسترس

است ؛ اما اين وضعيت به سبب شرايط جهاني و افزايش بهاي انرژي (نفت و برق و گاز ) در حال تغيير

 است .براي نمونه توليد برق بسيار پر هزينه است ؛براي توليد يك كيلو وات ساعت برق حدود 1000 دلار

سرمايه گذاري اوليه نياز دارد .در حين استفاده از تاسيسات ،هزينه هاي جاري نيز به آن افزوده مي

شود .

در اثر سوزاندن حامل هاي انرژي (مانند ذغال سنگ و چوب و نفت و گاز ) آلاينده هاي مختلفي ايجاد مي

 شوند . به طوري كه به ازاي توليد يك كيلو وات ساعت انرژي برق ، حدود 200 گرم گاز منواكسيد كربن در

هوا منتشر مي شود كه به گرم شدن اتمسفر و تقويت اثر گلخانه اي مي انجامد .

بيش از يك سوم مصرف انرژي نهايي ما مربوط به مصارف خانگي است كه بخش زيادي از آن را مي توان

بدون از دست دادن رفاه معمولي ، صرفه جويي كرد .بنابراين ،مديريت مصرف برق در خانه و صرفه جويي

انرژي هايي بايد مورد توجه قرار گيرد كه اضافه مصرف مي شوند .

«اي كساني كه ايمان آورده ايد ،نعمتي را كه خدا به شما بخشيده ، به ياد آوريد

 

                                                                                                            www.sked.co.ir       

انتخاب

 

 

انتخاب حقي است كه تمام انسانها از آن بهره مند هستند. پس از خلقت انسان ، شيطان به انسان حسودي كردو پس از گوش نكردن به حرف خدا ، تلاش كرد كه انسان را گول بزند تابه حرفهاي خدا گوش نكنيم وكار هاي ناپسند انجام دهيم و از آن روز به بعد هميشه سعي مي كند ما را به كارهاي بد مثل بي احترامي وبي توجهي به همه چيز، بكشاند و آينده ي ما را نابود كند. خداوند به ما عقل داد تا خوب و بد راتشخيص دهيم و انتخاب كنيم تاگول شيطان را نخوريم . فكر كنيم وراه درست را انتخاب كنيم.خدا به ما اين اختيار را داد تا خوب فكر كنيم ، خوب تصميم بگيريم و خوب انتخاب كنيم تا آينده ي خود را خوب بسازيم واينك ما با عقل وفكر خود زندگي مي كنيم.  در كشور عزيزمان نيز براي آينده ي خود تصميم مي گيريم و شخصي را انتخاب ميكنيم تا بعنوان رئيس جمهور براي 4يا8سال آينده كشورمان كارهاي بزرگ وبرنامه هاي خوب براي ما بگيرد تا در مقابل شيطانهاي غرب و دشمنان ِ پيرو شيطان بايستد و نگذارد كه خانه و كاشانه ي ما را نابود كنند و در مقابل ظلم و بي عدالتي ها ي جهان مقابله كند. كشور مان را آباد و آبادتر كند و افتخارات بزرگي براي ايران خلق كند. فردا روز انتخاب است و همه ملت ايران كه به سن قانوني انتخاب رسيده اند ،  مي روند كه در پاي صندوقهاي راي به يكي از چهار نماينده راي بدهند. من  هنوزسنّم براي راي دادن نرسيده است اما دوست دارم تا هرچه زودتر بزرگ شوم و در سرنوشت كشورم سهيم باشم و مثل پدر و مادرم شناسنامه ام را بردارم و به پاي صندوقهاي راي بروم و در راي گيري ها شركت كنم و به دشمنان مردم ايران ثابت كنم كه ما هميشه در مقابلشان ايستاده ايم و نمي گذاريم بيگانگان در مورد ما صحبت يا اينكه تصميم بگيرند.

 

 

                                                 سعيد دوجي

                                             سال اول راهنمايي

يارسفركرده

 

درحاليكه سال1320(ه – ق) از نيمه مي گذشت مولودي در جهان ديده به جهان گشود كه بعدها با قيام الهي خويش سرنوشت ايران وجهان اسلام را دگرگون ساخت. آنروز كسي نمي دانست :اين همان است كه فردا ها دنيا اورا به نام "امام خميني" خواهند شناخت. همان كه وقتي قيام خويش را آغاز كند، دربرابر بزرگترين قدرتهاي جهان خواهد ايستادواز استقلال كشور وسربلندي  امت اسلام دفاع خواهد كردو احيا گر دين خدا در عصر خود خواهد شد.در روز بيستم جمادي الثاني 1320هجري قمري مطابق با 30شهريور 1281هجري شمسي در شهرستان خمين از توابع استان مركزي ايران در خانواده اي اهل علم و هجرت وجهاد و در خانداني از سلاله ي زهراي اطهر سلام الله عليها ، روح الله الموسوي الخميني پاي برخاك طبيعت گذاشت.نام پدر ايشان آيه الله سيد مصطفي موسوي بودكه به درجه اجتهاد نايل آمده بودو در خمين هادي مردم در امور ديني بود.در حاليكه 5 ماه ازولادت "روح الله " نمي گذشت، طاغوتيان نداي حق طلبي پدر را كه در مقابل زور گوييهاي طاغوت سر مي داد با گلوله پاسخ گفتندو در مسير خمين به اراك وي را به شهادت رساندند.بدين ترتيب امام خميني از همان ابتداي كودكي با رنج يتيمي آشنا وبا مفهوم شهادت روبرو گرديد.وي دوران كودكي ونوجواني را تحت سرپرستي مادر مؤمنه اش (بانو هاجر) كه او نيز از خاندان علم وتقوا بودسپري كرداما در 15سالگي ازنعمت وجود مادرعزيز نيز محروم گرديد . حضرت امام از سنين كودكي ونوجواني بهره هوشي سرشار و بالايي داشتندو درهمان سنين قسمتي از معارف متداول روز و علوم مقدماتي و سطح حوزه هاي دينيه ، از آنجمله ادبيات عرب ، منطق وفقه و اصول رانزد معلمين وعلماي خود فرا گرفت.امام در عصري پا به جهان گذاشت كه ظلم طاغوت در كشور بيداد مي كرد و نا عدالتي ها و غارت حق الناس  از سوي رژيم طاغوت همه جا را فرا گرفته بود. به همين خاطر رسالت خويش دانست تا در مقابل ظلم بايستد و نگذارد ظلمي بر كسي روا داشته شود . ايشان نهضت خويش در مقابل حكومت طاغوت را آغاز كردكه شرح آن حماسه ها بسيار مفصل است واين حماسه ها ومبارزات بر عليه طاغوت الگويي براي مردم مظلوم جهان گرديد. مقاومت هاي ايشان در برابر ظلم و افشاگري جور وستم رژيم شاهنشاهي و حمايت مردمي ايران كه از ظلم وستم حكومت به تنگ امده بود توانست انقلاب اسلامي را برپا كند و حكومت ظلم را از كشور بيرون نمايد و در بيست ودوم 1357خورشيد پيروزي نهضت امام خميني و انقلاب اسلامي طلوع كردو جمهوري انقلاب اسلامي ايران به رهبري دومين بت شكن تاريخ حضرت امام خميني بنا گرديد . پس از آن حضرت امام به پشتوانه مردم ايران تا سال 1368به رهبري پرداخت و هر نوع اقدام ظالمان و دشمنان مردم و كشور ايران را با رهبري هوشمندانه خود خنثي مي كردوسرنوشت ملت ايران رابه دست بيگانگان نسپرد.

سر انجام درآستانه نيمه خرداد1368سرانجام ساعت 20/22بعدالظهرروزشنبه سيزدهم خردادماه سال 1368لحظه وصال بود. قلبي از كار ايستاد كه ميليونها قلب را به نور خدا و معنويت احيا كرده بود. وقتي خبر رحلت منتشر شد، گويي زلزله اي عظيم رخ داده است، بغضها تركيدو سرتاسر ايران و همه ي كانونهايي كه در جهان با نام و پيام امام خميني آشنا بودند يكپارچه گريستند. آنان كسي را از دست داده بودند كه عزت پايمال شده شان را باز گردانده بود، دست شاهان  ستم گرو دستهاي غارتگران آمريكايي و غربي را ازسرزمينشان كوتاه كرده بود، اسلام را احيا كرده بود، مسلمين را عزت بخشيده بود، جمهوري اسلامي را بر پا كرده بود.

و امروز در آستانه سالگشت رحلت آن شخصيت بزرگ قرن هستيم كه در تاريخ انسانيت جز معدودي از انسانها ، به چنين عظمتي نرسيده اند. قله بلند روح او را عقاب آسمان پيماي انديشه ها قادر به تسخير نيستند ودرياي مواج وجودش با اقيانوس هاي ژرف برابري مي كند.در اقيانوس واژه هاهنوز كلمه اي كه قادربه حمل مفهومي باشدكه بتواند محتواي شخصيتش را منعكس سازد وجود ندارد. او نسيم نوازشكر صبحگاهي است كه به نرمي نور برچهره ي سحرخيزان مي غلتاند.  

 

                                                                            مرجان يحيايي

                                                                          شماره عضويت78

سالروزفتح خرمشهر:روز مقاومت و ایثار و پیروزی

 

 

در قرن سيزدهم هجري شمسي در محل تلاقي اروند رود و رودخانه ي كارون (انتهاي جنوب غربي استان خوزستان فعلي )، شهري پا به عرصه وجود گذاشت كه "محمرّه" ناميده شد. گويا به خاطر خاكهاي سرخي كه در اطراف شهر بود،نام آن را محمرّه (سرخ)گذاشتند. اين شهر بندري در طول تاريخ كوتاه خود بارها به اشغال درآمده است .

در سال 254هجري قمري/1217هجري شمسي عثماني ها(همسايه غربي ايران)به خاطر تاسيسات ، گمركات واسكله اش آن را به تصرف درآوردند:اما ميرزا تقي خان امير كبير ، صدر اعظم وقت ايران با انعقاد پيمان دوم ِ "ارزنه الروم " حاكميت ايران را بر محمره تثبيت كرد. در شهريور سال 1320هجري شمسي (جنگ جهاني دوم )نيز متفقين به اولين نقطه اي كه يورش بردند محمره بود كه آن زمان ديگر خرمشهر ناميده ميشد. پس از جنگ جهاني دوم  همواره بين ايران و عراق بر سر خرمشهر و به ويژه  اروندرود ، در گيريهاي سياسي وجود داشت .تا اينكه در سال 1354 هجري شمسي با ميانجگري "بومدين " رئيس جمهوري وقت الجزاير، ايران و عراق  قراردادي منعقد كردند كه براساس آن اروند رود به طور مساوي بين دو كشور تقسيم شد.اين قرارداد به قرارداد "الجزاير" شهرت يافت.

خرمشهر از شمال به اهواز ، از شرق به بندر ماهشهر، از جنوب به آبادان و از غرب به مرز ايران وعراق محدود است. رژيم غاصب عراق قبل از جنگ تحميلي ، جنگ اعلام نشده اي را با ايران آغاز كرده بود.رئيس جمهور وقت عراق –صدام حسين –با توسل به ضد انقلابي ها، بمب گذاري ها وكشتار مردم بي دفاع وزنان وكودكان خوزستان را آغاز كرده بود. از مهرماه سال 1358ه .ش تا شهريور ماه‌ ِ سال 1359بيش از بيست بار مردم بي دفاع خرمشهر ، طعم تلخ بمب گذاري و كشتار بي رحمانه را چشيدند.

دربعدالظهر31شهريور1359با حمله هواپيماهاي جنگده عراق  به چندفرودگاه ايران وهدف قراردادن مردم بي دفاع شهرهاي مرزي و ازجمله خرمشهر شعله هاي جنگ زبانه كشيد.در روز چهرم آبان 1359شهر خرمشهر ومردم بي دفاع آن مورد حجمه ي وحشيانه رژيم بعثي عراق قرارگرفت و شهر به دست ديو افتاد.

اما اين اشغال زياد به طول نينجاميد و مردم سلحشور و سربازان امام (ره) با قدرت توانستند دست پليد اهريمن بعثي را از خاك پاك وطن كوتاه كنند. در تاريخ10/2/1361ودر ساعت00:30دقيقه بامداد عمليات بيت المقدس در محور غرب رود كارون با رمز "يا علي بن ابيطالب" با هدف آزادسازي شهرهاي خرمشهر، هويزه، پادگان حميدآغاز گرديد . اين عمليات در سه مرحله انجام گرديدو رمز مرحله سوم اين عمليات " يامحمد" نام داشت. نيروهاي غيور وسلحشور ايران اسلامي در اين عمليات با وارد آوردن تلفات سنگيني بر دشمن و به اسارت گرفتن 17499اسير عراقي توانستند فتح عظيم و پيروزي غرور آفريني خلق كنند. شهر هويزه ،كرخه نور،پل نو،جاده اهواز و خرمشهراماكن آزاد شده بودندو وسعت منطقه آزاد شده 5380كيلو متر مربع بود.

در اين فتح تلفات سنگيني بر دشمن غاصب وارد گرديد و خاك پاك وطن از دست دژخيمان  بعثي بازپس گرفته شد.

                                        

 

                                                                            مرجان يحيايي

                                                                         كلاس دوم راهنمايي

                                                             منبع:کتاب دایره المعارف کودک ونوجوانان

 

نجوم چيست ؟

 

مطالعه ي علمي اجرام آسماني ،«علم نجوم » يا «اختر شناسي » ناميده مي شود .اين علم از كهن

ترين علوم است و باعث شد انسان بتواند بر اساس حركت خورشيد ، زمين و ماه ،سال را به ماه ، هفته

و روز، تقسيم كند  با رواج تقويم ، ستاره شناسان دوران باستان توانستند ظهور ستارگان دنباله دار و نيز

 زمان خسوف (ماه گرفتگي ) و كسوف (خورشيد گرفتگي  ) را پيش بيني كنند .مردم قرن ها عقيده

داشتند كه زمين مركز جهان است . تا در دهه ي 1540 ميلادي نيكلاس كپرنيك نظريه ي مركزيت خورشيد

 در منظو مه ي شمسي را دوباره مطرح كرد . در سال 1608 هانس ليپرشي ،تلسكوپ – يكي از

مهمترين ابزار ستاره شنا سي – را اختراع كرد . امروزه راديوتلسكوپ ها به تلسكوپ هاي بزرگ چشمي

كمك مي كنند تا امواج راديويي فرستاده شده از اجرام آسماني مانند كواسارها (تپ اختر ها ) و

پولسارها (اختر نما ها ) را جمع آوري كنند.  

 در تعريفي ديگر آمده است .نجوم علمي است كه در آن به مطالعه ي سيارات ، ستارگان ، كهكشان ها

، و تمامي ديگر انواع اجرام سماوي درعالم مي پردازيم . اين اجرام بسيار متفاوت ازدنباله دارها ، شهاب

سنگ ها ، و سيارك ها تا تپ اخترها ي معمايي و سياه چاله هاي مرموزرا درفضا دربرمي گيرند . بعضي

از اين اجرام سماوي را مي توان از زمين ديد چون نوررا منعكس مي كنند يا تنها با گسيل پرتوهاي ايكس

 يا امواج راديويي تابش مي كنند .

زمين به دورخورشيد مي گردد ، و تمامي منظومه ي شمسي ( خورشيد و تمام سيارات ) حول مر كز

كهكشانمان مي چرخد . كهكشان ما كه آن را « راه شيري » مي ناميم از ميليون ها ميليون ستاره

تشكيل شده و تنها يكي از ميليون ها كهكشاني است كه عالم را مي سازند .

يكي از راه هاي  مطالعه ي ساير اعضاي منظومه ي شمسي ارسال سفينه هاي فضايي با استفاده از

موشك است تا اين سفينه ها بر روي آنها فرود آيند يا ازنزديكي آنها بگذرند و به زمين عكس بفرستند .

 اجرام سماوي دورتر را مي توان به كمك تلسكوپها و ساير وسايل نجومي نصب شده بر روي ماهواره

هايي كه به دورزمين مي گردند ، از وراي جو كه اثرش هم چون پتوست ، مطالعه كرد .           

 

                                                                                     گرد آورنده : آمنه خوجه قلي

منابع :

1- فضا و نجوم ،زوزا وبروا ،ترجمه جلال صميمي ،انتشارات كانون پرورش فكري كودكان و نو جوانان .

2-دايره المعارف كودكان و نوجوانان ،ترجمه ي قاسم قاليباف ، جواد محدثي   ،انتشارات پيام آزادي .                                                                                                             

موسيقي تركمني و نقش پيام رساني

 موسيقي تركمني را ازنظرنقش پيام رسا ني وتا ثيرگزاري

آن مي توان به گونه هاي زيرطبقه بندي نمود :

 الف ) موسيقي عا طفي : اجراي اين گونه موسيقي به

صورت آوازي است. ما در با آوايي حزين ،احسا سا ت و

 آرزوهاوتمايلا ت عاطفي خود را براي فرزند ش ابراز    

مي دارد . اين گونه موسيقي را لا لايي ودراصطلاح

 ( هودي -Hudi ) مي نامند.

 ب) موسيقي تغزلي : دراين گونه موسيقي خواننده

سوزوگدازعاشقانه و شرح هجران وفراق معشوق رابيان

 مي دارد وموسيقي تغزلي تركمني را مي توان به

دوشكل (لا له خواني) و (چوپاني خواني) كه همراه

ني نوازي صورت مي گيرد اجراكرد.

پ) موسيقي حما سي – رزمي : دراين گونه موسيقي

( بخشي) همراه با نواختن دوتاربه خواندن اشعاري

مي پردازد ، كه شرح قهرما ني ها وحما سه

آفريني ها ي مبا رزين وقهرمانان ملي است.

ت) موسيقي بزمي: اين گونه موسيقي درمجا لس

وجشنهايي به اجرا درمي آيد كه بخشي ها بانواختن

 دوتارو كمانچه وبا اوايي روح نوازموجبا ت سرور و 

شادماني ميهماني را فراهم مي سازد.

ث) موسيقي آييني: اين موسيقي درآيين ها ومراسم

خاصي اجراء مي شود ، ودرآن رابطه انسان با خدا

و مفا هيم معنوي زندگي بيان مي شود. موسيقي آييني

درچهارشكل: مولودي خواني ، نوحه خواني ،ذكر و

پرخواني درميان مرد م رخ مي نمايد ، كه هركدام

كا ربردي ويژه وميدان عمل خاص خود رادارد.            

                                                   مرجان یحیایی

                                                    دوم راهنمایی

لالايي ما د ر ا ن ترکمن(هو د ي)

 

 هودي يا لا لا يي ما درا ن نيز بيا نگر احسا سات ز نا ن به خصو ص احسا س  پا ك ما د ر ي  مي با شد . صد ا ي شيق شيق گهو ا ر ه    ا ي كه د ر گو شه خا نه ا ي قر ار دارد وصد ا ي شكسته و د ستها ي لرزان و ر نج كشيده مادر نو ائي دارد شنيدني :

 آ لاي او غليم آيلا نچا ق،

 آقار سولار بولانچاق

 آلتميش باشلي آق  اوينگ

گلشيگي دير سالانچاق

قاقانگ مكه يولايين

قاقانگ مكه دن گلسه

آلتين يوزيگ پايلايين

 ترجمه :

بخو ا ب فر ز ند م ،

 فردا(بزرگ) قبيله ما ن خو ا هي شد

پدرت را به مكه ميفرستيم

وقتي كه از مكه آمد

انگشترطلايي بين ايل تقسيم خواهيم كرد

 

آلاي باليم باشيندا

يا شيل بورو ك با شيند ا،

اوز اؤيلر نينگ دو شيند ا،

آق اؤ ي د يكيينگ با ليما .

ترجمه :

آ سو ده بخوا ب نا زنينم،

كه عر ق چين سبزي  بر سر داري .

در جوار خا نو اده اش ،آلا چيق

زيبا يي بر پا دا ز يد!

آلاي،آلاي،آلايين

ددنگ مكه يولايين

كعبه يوزوك پيلايين

ترجمه

 آسوده بخواب فرزندم

كه پدرت را به مكه روانه خواهم كرد

وآنگاه كه برگشت

سوغاتي كعبه را پخش خواهم كرد

آلاي آلاي خيرالله

شكرالحمدالله

مكه ني آبادادن

ابراهيم خليل الله

ترجمه

آرام بگيرفرزندم

خداوند را سپاس مي گويم

كسي كه مكه را آباد كرد

ابراهيم خليل الله بود

آلاي الاي الايان

داغلارا ياغيبدير غار

داغين غاري اريسه

منينگ باليم يوريسن

ترجمه

فرزندم آرام بخواب

كه بركوههاي اطراف برف نشسته است

دعا ميكنم برفها آب شوندوهمراه آن

توهم راه بروي

بلام سني سويه يين

قرمز گولا بويايين

قرمزگلونگ ايسندن

ايسغاب ايسشغاب دويايين

ترجمه

فرزندم تورا دوست دارم

ميخواهم ميان گلهاي قرمز بزرگت كنم

گلهاي قرمز را مشتاقانه خواهم بوييد

و از بويشان سيراب  خواهم شد.

.

.

.

 

گردآورنده :ماريه شافعي

 كلاس اول راهنمايي 

 

من وكانون

  كانون گميشان در ابتداي ورودي شهر از سمت جنوب قرار داردو در كنار پارك كودك گميشان

واقع است. از دور كه مي نگرم نماي بيروني آن را شبيه به بشكه اي تصور مي كنم كه

 مي خواهد قل بخوردولي وقتي وارد آن مي شوم با مربياني روبرو  مي شوم كه با ما بسيار

 مهربان هستند، اول آنها به ماسلام مي دهندو با ما مانند يك دوست خوب برخورد مي كنند

وتلاش مي كنند تا كانون را براي ما مكاني جذاب و خوب ايجاد كنند. پشت سر آنها قفسه اي از

كتابها ، نقشه ها ، مجله ها قرار داردكه آنها را نمي شود امانت برد و جهت استفاده در مركز

 بكار مي رود و عروسك دارا و سارا كه در ميان كاردستي ها ي بچه ها دارند به ما لبخند

مي زنند. انگار كه براي آمدن ما لحظه شماري مي كنند وبا ديدن ما خوشحال مي شوند.در يك

 سمت ميز مربيان كتابدارقفسه هاوكتابها و ميز و صندلي مخصوص كودكان و در سمتي ديگر

 ويژه ي نوجوانان قرار داردكه آنجا هميشه شلوغ و پر رفت و آمداست. قسمت نوجوانان با

قفسه هاي بلندتري كتاب قراردارد كه بالاي  قفسه ها با عناوين ديني ، علوم خالص ، علوم

عملي ، هنري، ادبيات و تاريخ و جغرافيا مشخص شده است. يك اتاق ديگر  نيز وجود دارد كه

اتاق فيلم ونمايش است كه نسبت به ديگر اتاقها بزرگتر است و جشنها نيز درآنجا برگزار

مي شود.ما كتاب امانت مي گيريم، در فعاليت هاي هنري مثل نقاشي ، سفال گري شركت

 مي كنيم قصه مي شنويم ، شعر مي خوانيم ، فيلم نگاه مي كنيم ، با هم صحبت مي كنيم

 و... تا بتوانيم ذهني پر جنب و جوش داشته باشيم. كانون به ما كمك مي كند تا هميشه فكر

 كنيم.  در تابستانها فكر و ذهن خود را تعطيل نكنيم وهميشه از تواناييهايي كه داريم بهترين

استفاده را بكنيم.

وقتي مدرسه به ما تحقيقي داد كانون بهترين مكان براي منابع تحقيقمان است.من كه يك

 نوجوان ساكن گميشان هستم خوشحالم كه عضو كانون هستم و مي خواهم هر بار كه

عضويتم تمام شد دو باره آن را تمديد كنم

                                                                          خديجه اسدي

                                                                                                   كلاس دوم راهنمايي

شاعر معاصرتركمن حاج عبدالله آهنگري

شاعر معاصرتركمن حاج عبدالله آهنگري

از شخصيت هاي اهل قلم كه صاحب ذوق و قريحه بسياري ميباشد،"حاج

عبدالله آهنگري"ميباشد،كه اشعار او گوياي مسايل اجتماعي و فرهنگي است . آقاي حاج

 عبدالله آهنگري در سال1298در گميشان چشم به جهان گشودو پس ازسپري كردن دوران

 كودكي در سال 1305شمسي در مدسه فردوسي كمش دفه مشغول به تحصيل شد.

بيشتر از كلاس ششم به درس ادامه ندادودر مغازه ها به كار شاگردي پرداخت . در سال

 1316در اداره دارايي خواجه نفس مشغول به كار شدودرسال 1326در اداره دارايي گنبدكار

 خود را ادامه دادودرسال 1356 به سن بازنشستگي رسيد.

شعر گفتن از زمان كودكي جزء آرزوهاي او بوده وبه خواندن اشعار شاعراني چون ملا نفس

 ،مختومقلي و ديگر شعراي تركمن مي پرداخته است.ايشان با الهام از اشعار اين شعرا بزرگ

 ،شعر هاي زيادي سروده است.

مجموعه آثار آقاي آهنگري به نام " سلام سانگا آركاداغيم " ميباشد كه به فرزند مرحوم خود

 كه اونيز اهل تحقيق و قلم بودوآثاري از خود برجاي گذاشته ،  تقديم ميكند.

مجموعه اشعار "سلام سانگا آرقاداغيم " حاصل ذوق و قريحه شاعربوده و شاعر درد وفراغ

 فرزند را نيز در آن نشان داده است.پدري كه فرزند فرهيخته خود را زود هنگام ازدست داده و

 به تنها تكيه گاه خلوت دل ،شعرپناه برد.

يكي ديگر از آثار حاج عبدالله آهنگري مجموعه نفيسي از ضرب المثل هاي تركمن مشتمل بر

1500ضرب المثل ميباشد .

درخاتمه لازم به ذكر است ، كار زيبايي كه آقاي آهنگري در كتاب مجموعه اشعارخود انجام

 داده است ، ترجمه شعرهاي كوتاه فارسي به زبان تركمني مي باشدكه الحق به صورت

 دلنشين انجام شده است.

يك نمونه اين نوع شعر در زير بيان شده است:

دوغرليق دا آدلي بولسا بير كيشي                                يكه خطا ادسه گچلر اوندان 

كسي را كه عادت بود راستي                                     خطاگر كند در گذارند ازو

     اگرليگ ده بولسا پيشه سي ايشي                           دوغره سينا اينانمان قاچيلار اوندان

      وگرنامور شد به ناراستي                                         دگر راست باور ندارند ازو

 

                                                                                   مسعود قره جه

                                                                                     سوم راهنمایی

نوعي نان روغني تركمني بنام "چافاتي"

 

 

مواد لازم: يك قاشق غذا خوري جوش شيرين ، چهارالي پنج حبه قند، يك

 پارچ آب ولرم،نمك به مقداريك قاشق غذا خوري،آردبه مقدارلازم به طوري

كه خمير به دست نچسبد.ابتدا دريك ظرف گود مقداري آب ملايم ريخته

 سپس جوش شيرين قند به آن اضافه ميكنيم هم زده وبه مدت يك ونيم

ساعت به همان حالت ميگذاريم.  درظرف ديگري يكپارچ آب ولرم ونمك مخلوط

 كرده ودر ظرف قبلي مي ريزيم وآنها را هم ميزنيم.سپس آرد را اضافه كرده

ودوباره هم ميزنيم.در حين انجام كار خمير را با مشت فشارميدهيم.بعداز

اينكه خميرآماده شد،آن را درون پارچه قرار ميدهيم (پارچه هرچقدر ضخيم

باشد بهتر است)خمير را ميگذاريم تا خوب خودش را بگيرد.سپس خمير را به

اندازه هاي دلخواه به شكل دايره يا مربع درست كرده و خمير را در ظرف

روغني آماده ي پخت، گذاشته تا پخته شود. وقتي كه دو طرف خمير به رنگ

 قهوه اي درآمد،چافاتي آماده است و ميتوانيد نوش جان نماييد.

 

                                                               خديجه اسدي

                                                          كلاس دوم راهنمايي

   تاثيرموسيقي

                                                                    تاثيرموسيقي

 

يادگيري موسيقي كارايي مغز راافزايش ميدهد.محققان نشان داده اندكودكاني كه تحت آموزش موسيقي قرارمي گيرنددر مقايسه با سايركودكان ازحافظه شفاهي قويتري برخوردارند.

دراين زمينه محققان به اين نتيجه رسيدندكه علاوه برافراد سالم ،براي افرادي كه دوران بهبودي پس از آسيب ديدگي مغزي را سپري مي كنند،نيز مفيد است. روانشاسان دانشكاه هنگ كنگ دريك مطالعه به بررسي وضعيت توانايي هاي ذهني 90كودك ،بين سنين 6تا 15سال پرداختند كه نيمي از كودكان عضو اركستر هاي مدارس خود بودند وحداكثر 5سال به يادگيري موسيقي كلاسيك پرداخته بودندو بقيه دانش آموزان كه عضو همين مدارس بودندهيچ گاه تحت آموزش موسيقي قرار نگرفته بودند.

هردو گروه از اين دانش آموزان براي سنجش حافظه شفاهي وحافظه ديداري مورد آزمايش قرارگرفتندبه طوري كه ازآنها خواسته شدپس ازمطالعه فهرستي ازلغات ، آن دسته ازلغات راكه به يادشان مانده بازگو كنندوهمچنين مجموعه اي از تصاويرآنهارا به يادبياورند.

نتايج مطالعه نشان دادكه كودكاني كه درگذشته تحت آموزش موسيقي قرارگرفته بودندحافظه شفاهي بسيار قويتري دارندوميتوانند لغات بيشتري را از فهرست خوانده شده به ياد بياورندودر هر سنجش بهتر از سنجش قبل عمل كنند.اين كودكان همچنين قادر بودندپس از گذشت نيم ساعت ازآزمايش تعدادلغات بيشتري رادر ذهن خود حفظ كرده وبازگو كنند.با وجود اين هردو گروه در آزمون به ياد آوردن تصاوير ، مشابه يكديگر عمل كرده وداراي حافظه بينايي يكساني بودند.

محققان عقيده دارند آموزش موسيقي نيم كره چپ مغز را تحريك ميكند ويادگيري شفاهي نيز توسط همين قسمت از مغز انسان كنترل ميشود. همچنين بهبود حافظه انسان با ادامه يادگيري موسيقي ادامه پيدا ميكندو با توقف آموزش موسيقي متوقف ميشود.                                                               

 

مسعود قره جه كلاس سوم راهنمايي

 منبع:نشريه ميراث شماره6

                                                              

بازی- ماذالاق(فرفره)

فرفره بازي (مادالق يا ماذالق)-madalaqh

 از جمله بازي هاي محلي از ياد رفته بين تركمن ها فرفره بازي است .مخروطي است ساخته شده از چوب  درخت گردو يا انار، به ارتفاع تقريباً هفت الي هشت سانتي متر اين مخروط هنگام بازي كردن وارونه قرار مي گيرد يعني رأس آن به پايين و قاعده ي مخروط به بالا قرار مي گيرد. در رأس اين مخروط پونز مخصوص كوبيده مي شود و نخي ( از جمله ريسمان يا نايلون) به اندازه ي تقريباً يك تا دو متر نيز لازم است ،يك سر نخ كه گره خورده است ،دور اين مخروط از رأس به طرف قاعده پيچيده مي شود .يك سر ديگر نخ نيز به انگشت شست دست راست بند مي شود . اكنون اين مخروط چوبي آماده ي پرتاب است. البته پرتاب نيز فن مخصوص به خود را دارد ، يعني طوري بايد به سوي زمين پرتاب شود كه با فشار رها شده و در اثر اين فشار نخها به صورت دوراني از دور فرفره برداشته شود كه در اثر اين چرخش اوليه كه به وسيله ي نخها ايجاد شد، بعد از باز شدن كامل نخ فرفره خود شروع به چرخيدن مي كند . البته اين كار ها در عمل بسيار ساده و آموزش آن نيز بسيار ساده است ولي وقتي نوشته و تشريح مي گردد ماجرا مفصل مي شود. پونز سر فرفره از يك ويژگي خاص بر خوردار است يعني اين پونز بايستي فاقد ته سوزن باشد تا در برخورد با سطح زمين قادر به چرخش باشد و زمين بازي بايستي صاف و هموار باشد ،امروزه روي آسفا لت ها بهتر مي توان آنرا نمايش داد در جاي نا هموار چرخش فرفره امكان پذير نيست ،اگر فرفره با استادي درست شده باشد با صداي خا صي شروع به چرخش مي كند و مي توان در يك دايره ي بزرگ ،چند نفره مسابقه داد ،بازنده كساني هستند كه فرفره آنها نمي چرخد و برنده هم بر عكس.

 

                              

            برگهايي از گميشان

 

 مركز فرهنگي هنري گميشان در تاريخ 16/11/1386 افتتاح شد و فعاليت خود را آغاز نمود .

پس از طي 18كيلومتر به سمت شمال از شهر بندر تركمن، به شهري مي رسيم كه در ميان

 دشتي هموار آرميده بنام گميشان.اين شهر در شمال ايران عزيزمان ودر انتهاي شمال غربي

 استان سبزگلستان واقع شده است و از جنوب به شهرستان بندر تركمن ، از شمال به مرز

 تركمنستان ، از شرق به شهرستان آق قلا و از غرب به درياي خزر منتهي ميشود. قسمتهاي

 جنوبي بخش گميشانداراي آب و هواي معتدل خزري و قسمتهاي شمالي آن به واسطه ي

 تاثير صحاري تركستان دارا ي آب وهواي نيمه بياباني است. جمعيت اين شهر در حدودبيش از

 19000هزار نفر ميباشد.

منطقه اي كه گميشان در آن بنا شده است و درگذشته( كمش دپه) نام داشت در زمان

 هخامنشيان بخشي از (هيركاني)بوده است.اين ناحيه در زمان ساسانيان از مراكز مهم تمدن

 به شمار ميرفته است و اشياي با ارزشي كه در تپه ي سمت شمال گميشان به دست آمده

 معرف آن تمدن است.اين تپه در انتهاي ويرانه هاي ديواري واقع شده كه زماني شاهان جهت

 حفظ وحراست اين منطقه در برابرهجوم دشمنان خود احداث كرده اند. اين ديوار از شمال

 گميشان آغاز ميشود و تا كوههاي گليداغ ادامه دارد. چون اين ديوار داراي  خشتهاي سرخ

 رنگ بوده و امروزه بقاياي آن بصورت برآمدگي سرخ رنگ مشاهده مي شود آن را (قزل

 آلانگ) به معناي برآمدگي سرخ ناميده اند.

چون مردم گميشان تركمن هستند باالطبع زبان آنان نيز تركمني است . زبان تركمني شاخه

 اي از زبانهاي تركي است كه در گروه زبانهاي اورال-آلتائيك قرار دارد. زبانهاي اورال –آلتائيك

 مربوط به ساكنين تركستان چين ميباشد كه يكي از شاخه هاي زبان اغوزي ميباشد كه ريشه

 زبان تركمني امروزي از آن است.

هنرقالي بافي از جمله هنرهاي دستي زنان و دختران گميشان است . دختران و زنان

 گميشان برروي دارهاي قالي نقشهاي بديع و زيبايي را خلق مي كنند كه چشم هر بينندهاي

 را به سوي خود جلب مي كند.(خوجاين گول ) در نقشهاي متنوع قالي تركمني از جمله

 نقشهاي ابداعي زنان گميشان است كه از جلوه و زيبايي خاصي برخودار است.

جاذبه هاي ديدني

-از جمله جاذبه هاي ديدني و مستعد گردشگري ميتوان به تالاب بين المللي گميشان كه هر

 ساله پرندگان زيادي از گونه هاي مختلف را پذيرا ست اشاره نمود .

-گلفشان گميشان (نفتلجه) يكي از پديده هاي خاص جغرافياييو طبيعي استان گلستان

-خانه هاي چوبي باعمر بيش از صد سال با معماري منحصر به فرد

-تپه نمك

كه شرح كامل و معرفي اين جاذبه هاي ديدني را در روزهاي آينده براي شما عزيزان در اين

 وبلاگ درج خواهيم نمود.

 

                                                                                                                                              سميراآهني

                                                                    گروه سنی  د