"مصرف"واژه عربی صرف به معنایی گردیدن و تغییر دادن گرفته است. اين واژه ارتباطی تنگاتنگ با مفهوم فارسی آن دارد. در
کاربردهای فارسی وقتی از مصرف سخن به میان می آید، مراد از آن بهره گیری و استفاده از چیزی در راستای برآورد یک و یا
چند نیاز ذاتی است. انسان در زندگی روزانه خویش،نیازمند چیزهایی است که موجبات داوم و بقا و یا رشد و بالندگی فراهم
آورد. این مجموعه نیازهای بشری بسیار متعدد و متنوع است ولی می توان گفت که عمده ترین آن ها شامل امور و چیزهایی
می شود که تغذیه ، آسایش و آرامش، بنیاد و اساس آن را شکل می بخشد.
خداوند در آیات بسیاری از قرآن تبیین می کند که همه چیزهایی که در آسمان و زمین و به عبارت دیگر در دنیا ایجاد و فراهم
آمده است به شکلی ومتربط به پاسخ گویی به نیازهای بشری به عنوان اشرف مخلوقات بوده است. از این روست که از بشر
می خواهد که با بهره گیری درست از آن ها وتوجه یابی از طریق آنها به سوی خداوند، شكرگزار نعمت های الهی باشند.
از این روست که هر گونه استفاده و بهره گیری از امکانات و ثروت های مادی زمین و آسمان ، نه تنها برای انسان مباح و مجاز
می باشد بلکه اصولا همه آن ها برای انسان است. بنابراین انسان تنها با مصرف و استفاده از آن ها می تواند به کمال لایق و
شایسته انسانی خویش دست یابد.
تاکید خداوند بر این که همه هستیدراختيار انسان و تحت تدبیر و اراده اوست، يعني همه چیز هستی ، نه تنها قابلیت تصرف
و مصرفی شدن برای انسان را دارا می باشد بلکه می بایست انسان، همه آن ها را تصرف و مصرف کرده تا در مسیر کمالی
خویش قرار گیرد.
هر چند که یکی از ماموریت ها و مسئولیت های بشر از نظر قرآن آبادانی زمین به عنوان خلیفه الهی دانسته شده است ولی
اگر به این مسئولیت و وظیفه به دقت توجه شود به روشنی دانسته می شود که این هدف نیز در راستای بهره گیری کاملی
هر چیزی در مسیر شدن کمالی انسان است.
به این معنا که بشر برای بهره گیری و استفاده درست از امکانات زمینی نیازمند آن است که زمین را آباد ساخته و هر چیزی را
از قوه به فعلیت در آورده تا در مسیر رشد و برآورد نیاز خویش از آن به درستی بهره گیرد.
آیاتی قرآن با واژگان واصطلاحات چندی خواهان مصرف درست و بهینه انسان از زمین می باشند. از این روست که بر اموری
چون رو آوری به شکر نعمت و دوری از اتراف و اسراف و مانند آن تاکید می ورزد تا به انسان بیاموزد که مصرف درست و
مناسب هر چیزی مطلوب و محبوب خداوند است. هنگامی که ایات الهی پس از ذکر هر نعمتی از مردمان می خواهد تا شاکر
آن باشند به معنای آن است که از ایشان می خواهد که به درستی از آن ها استفاده کنند و به جا مصرف نمایند تا موجبات
رشد و بالندگی بشر را فراهم اورد نه آن که انسان با مصرف نادرست و نامناسب ان ها، خود را از کمال دور سازند و از مقام
انسانیت ساقط نمایند.
اصلاح در حوزه رفتار مصرف
این گونه است که آیات قرآنی سرشار از آموزه هایی است که از انسان می خواهد تا شناختی کامل نسبت به امور و چیزهای
دنیا پیدا کرده و راه درست و مناسب استفاده از آن ها را بیاموزد. از این رو می توان گفت که مجموعه ای از آموزه های
دستوری دین و قرآن به ویژه بخش حلال و حرام آن که از آن به شریعت یاد می شود در حقیقت همان تبیین و معرفی درست
مصرف است. به این معنا که به انسان می آموزد که چگونه از چیزهایی دنیا استفاده کرده و آن رادر مسیر بهره مندی خویش
به کار گیرند.
در برخی از آیات و آموزه های ديني اسلام از اموری بازداشته شده است؛ زیرا بهره مندی و مصرف هر یک از آن ها و استفاده
نادرست استفاده از آن امور و چیزها ، می تواند آدمی را از کمال دور سازد.
اسوه های اصلاح و تغییر
الگو و اسوه، به چیزی گفته می شود که می تواند آدمی را در مسیر کمالی خویش یاری رساند و قابلیت عمل را به شیوه
ملموس و محسوس بنمایاند.
انسان ها در طول مدتی به امری عادت می کنند و این در حالی است که جامعه و انسان ها و نیز نیازهای آنان تغییر می یابد.
بنابراین تغییر دایم شرایط و مقتضیات ، مقتضی تغییر دایم و اصلاح وضعیت است. این گونه است که اصلاحات دایمی و تغییر
در امور متناسب با تغییر شرایط و مقتضیات ، امری ضروری و بایسته است و گریزی از آن نیست.
قرآن در حوزه مسایل اقتصادی ، برخی از امور را به عنوان الگوهای ثابت بیان داشته است؛ چنان که در این حوزه به دو تن از
پیامبران که در این حوزه فعالیت داشته اند به عنوان الگوهای عینی و ملموس تاریخی اشاره می کند. حضرت شعیب (ع) و
حضرت یوسف (ع) بیش ترین مباحث در حوزه مسایل اقتصادی رامطرح می سازند و حتی حضرت یوسف (ع) در عمل نشان
می دهد که چگونه می بایست از تولید تا توزیع تا مصرف ، الگوهای بهینه و مناسبی داشت تا جامعه بتواند افزون از گذر از
گذرگاه های بحران ها ، به شکوفایی دست یابد و فرصت تمدن سازی برای جامعه ای فراهم آید.
تاثیر مترفان در تباهی جامعه
مسرفان و مترفان مردمانی هستند که با زیادروی در مصرف و خروج از حد اعتدال و عدم میانه روی در مصرف موجبات تباهی
نعمت و عدم بهره گیری از آن را فراهم می آورند و شرایط مناسب کمال یابی عده ای را از میان بر می دارند.
خداوند در آیاتی چند بیان می کند که هر گونه اسراف و اترافی زیانبار برای فرد وجامعه است و آدمی را کمال دور می سازد. از
آن جایی که دوری از کمال به معنای دوری از خداوند است ، آیات قرآنی تبیین می کند خداوند مسرفان و مترفان را دوست
نمی دارد؛ زیرا کسی که از خداوند دوری می کند نمی تواند محبوب خداوند باشد.
مترفان به سبب این که نسبت به نعمت های الهی واکنش مثبتی نشان نمی دهند فرصت بسیاری را از جامعه و مردم دیگر
سلب می کنند و تباهی جامعه را سبب می شوند.
این گونه است که از نظر قرآن شیوه مصرف می تواند موجبات تباهی فرد وجامعه را فراهم آورد. بنابراین تصحیح و اصلاح
جامعه در گرو اصلاح الگوی مصرف است. امری که در این عنوان مورد تاکید قرار گرفته است.
شکوفایی تمدنی و بقای آن در گرو اصلاح الگوی مصرف است که بر اساس اعتدال و میانه در مصرف و اقتصاد درست می
باشد. اگر بخواهیم تمدنی داشته باشیم که در مسیر کمال و شکوفایی باشد می بایست نخست به اصلاح و تصحیح الگوی
های مصرف آن اقدام کنیم.
اصلاحات در حد توان
حضرت شعیب (ع) در برابر انتقادهایی که نسبت به الگوهای مصرف جامعه خود داشت در برابر انتقادهایی گروه ها و افراد
رقیب می فرماید که وی در حد توان می کوشد تا اصلاحات را به سرانجام رساند.
در حقیقت اصلاحات در حد توان و استطاعت وظیفه و ماموریت همگی است و کسی نمی بایست از زیر بار این مسئولیت تن
خالی کند و مدعی شود که با یک گل بهار نمی شود، زیرا هر یک وظیفه دارد مسئولیت خویش را انجام دهد و موظف به نتیجه
نیست هر چند که با گام هایی که یکایک برداشته می شود انسان به مقصد ومقصود می رسد.
منبع : اخبارنيور