قصه اي از مهر
باز هم فصل زيباي پاييز از راه رسيد و همه ي بچه ها در اشتياق رفتن به مدرسه هستند تا كوله بارعلمي شان بيشترشود ؛ من هم اين شادي ام را با گذاشتن اين شعر زيبا از آقاي جعفر ابراهيمي بيان مي كنم .
قصه اي از مهر
باز آمدم ، باز آمدم
در را به رويم باز كن
مهر آمده پس قصه اي
از مهر خود آغاز كن
دررنج و غم ،دررنج و غم
بودم براي مدرسه
در را به رويم باز كن
اي آشناي مدرسه
من خسته ام ، من خسته ام
در انتظار مدرسه
شادم كه مي آيد كنون
فصل بهار مدرسه
در ياد من ، در ياد من
مانده هنوز آواي تو
كي مي رود از خاطرم
آن مهرباني هاي تو
اي مهربان ،اي مهربان
با فصل پاييز آمدم
از شوق ديدارت چنين
شاد و سحر خيز آمدم
سروده ي جعفر ابراهيمي «شاهد» از كتاب« آب و مهتاب »
گرد آورنده: ماريه شافعي دوم راهنمايي
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم مهر ۱۳۸۸ ساعت ۱۱ ق.ظ توسط مركز فرهنگي هنري گميشان
|