هفته ي دفاع مقدس بر همه ي دوستداران خاك وطن  و دفاع از حق گرامي باد .

صداي خنده و شادي كودكان و نوجوانان از هركوي و برزني به گوش مي رسد . دانش آموزان فردا به مدرسه

خواهند رفت . بچه ها پشت شيشه ي مغازه ها ، همراه پدر و مادر شان ايستاده اند و كيف و كفش و دفتر و قلم

 قيمت مي كنند .

خورشيد آخرين روز تابستان 31 شهريور 1359 ه . ش . از ميانه ي آسمان كمي فاصله گرفته است . با اين كه

گرما هنوز فرو ننشسته است ، اما مردم در كوچه و خيابان آخرين مايحتاج فرزندانشان را براي شروع سال تحصيلي

 مهيا مي كنند كه ناگهان باراني از آتش بر سر شهر باريدن آغاز مي كند . گلوله هاي توپ و خمپاره صفير كشان

هوا را مي شكافند و بر سر خانه ها فرود مي آيند . صداي مهيب انفجارشان هراس انگيز است . شهر در اندك

زماني غرق دود و آتش و تكه هاي آهن گداخته مي شود . مردم حيران و درمانده تلاش مي كنند تا جان پناهي

بيابند . تركشهاي داغ و تند و تيز گلوله مجال نمي دهند .

در بخش غربي  شهر شدت آتش بيشتر است . محله هاي فقير نشيني چون كوي طالقاني ، راه آهن و مولوي

بيشتر از محله هاي ديگر در تير رس اند . تنهاي بي جان در گوشه و كنار افتاده اند . خانه ها ويران و بچه هايي

 كه تا چند دقيقه پيش لبريز از شور و شوق آغاز سال تحصيلي بودند ، زير خروارها خاك و سنگ و چوب و آهن

مدفون مي شوند ...

 

ساعت ده صبح چهارم آبان ماه ، شهر كاملاًسقوط كرد و آخرين مدافعان آن پس از سي و چهار روز مقاومت با

 دلي خونين و تني خسته ، عقب نشستند و با قايق خود را به شرق كارون رساندند .

آن روز كه تقويم ها چهارم آبان ماه سال 1359 ه . ش . را نشان مي دادند ، بچه هاي خرمشهر و نيروهاي مدافع

شهر به ظاهر شكست خوردند و شهر سقوط كرد و دشمن عراقي پيروز شد ؛ اما قضاوت با تاريخ است . آن كه با

 تفنگ برنو وام.يك ، با كوكتل مولوتوف و ژ.سه و آخر سر با دست خالي در مقابل تانكها و زره پوشهاي دشمن

سي و چهار روز مقاومت كرد پيروز است ؟ يا مردان سراپا مجهز و مسلحي كه روي زنان و كودكان آتش گشودند و

 خانه و كاشانه شان را ويرانه كردند ؟

كدام يك پيروز است و كدام يك شكست خورده اند ؟

قضاوت با تاريخ است .

 

براي خواندن ادامه ي داستان  و روز شمار مقاومت رزمندگان ايراني مي توانيد به كتاب سقوط خرمشهر نوشته ي محمود

جوانبخت مراجعه نماييد .

    گرد آورنده:نگين فرزادي دوم راهنمايي