دوم، آنکه شما به خداوند ایمان آوردید پس سنت و روش خداوندی را از بین برده و شرعیتش را می‌میرانید پس ایمان شما کجاست؟

سوم، کتاب خدا سبحان را که به شما نازل شده خواندید پس به آن عمل نکردید و گفتید شنیدیم و اطاعت کردیم، اما پس از آن مخالفت کردید.

چهارم، آنکه گفتید که از آتش می‌ترسید و حال آنکه در هر وقتی به‌وسیله گناهان به‌سوی آتش‌سوزان رهسپارید پس چگونه از آتش می‌ترسید؟ ترس شما کجاست؟

پنجم، ادعای میل و رغبت بهشت را دارید، پس کارهایی را بجا آورده و عمل می‌کنید که باعث دوریتان از بهشت هستند، پس این چگونه رغبتی است؟

ششم، آنکه شما روزی خدا و نعمت مولی را می‌خورید و در مقابل مولا و منعم را شکرگزاری نمی‌کنید.

هفتم، آنکه خدای سبحان از طریق عنایت و احسان، شما را به عداوت و دشمنی شیطان امر کرده و فرموده است: به درستی‌که شیطان عدو و دشمن شماست، پس شما او را دشمن بدارید. اما شما ادعای عداوت و دشمنی شیطان را می‌کنید بدون آنکه از او دوری نمایید و بدون هیچ‌گونه کینه و مخالفتى، با او دوستی می‌کنید.

هشتم، آنکه عیب‌های مردم همیشه جلوی چشم‌هایتان و عیب‌های خودتان در پشت سرتان است کنایه از این‌که عیوب مردم را به چشم می‌بینید ولی عیوب خودتان را متوجه نیستید پس کسانی را که خودتان بیشتر از آنها سزاوار ملامتید سرزنش و ملامت می‌کنید؛ پس چه دعایی با این همه کردار بد و اعمال زشت، مستجاب می‌شود، با آنکه تمام راه‌های استجابت را بر روی خود بسته‌اید؟ پس با تقوی باشید و عمل‌های خود را اصلاح کرده و باطن‌های خود را خالص گردانید و امر به‌معروف و نهی از منکر نمائید تا خدای عزوجل دعای شما را مستجاب کند.

منبع: ذخیرةالعباد ج3 ‌