آفتاب خانه ی ما
بچه بودم كه مادرم مي گفت :
«پدرت آفتاب خانه ي ماست
دل ما روشن از محبت او ،
دل او خرم از ترانه ي ماست .»
حرف مادر درست بود ، ولي
معني حرف را نفهميدم .
سالها رفت و من بزرگ شدم ،
بر سر درس و مشق كوشيدم .
معني حرف هاي سربسته
پيش من مثل روز روشن شد .
آفتاب پدر به من تابيد،
حرف مادر ترانه ي من شد .
اي پدر ، مي ستايمت امروز
چونكه تو آفتاب جان مني ؛
راه آينده را تو مي سازي ،
همدم خوب و مهربان مني .
بچه های جهان
سروده ی محمود کیانوش